یادداشت های سینمایی

نگاهی به آثار سینما - تلویزیون - تئاتر

همکاری در فروش فایل میهن همکار
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین نظرات

اگر تمایل دارید در خبرنامه ی ما عضو شوید . ایمیل خود را در کادر های زیر وارد کنید و سپس روی عضویت کلیک کنید . .





حس بد، نفرت، تاسف و در خود فرو رفتن از محصولات دیدن فیلم است. فیلم به هیچ وجه امیدوار کننده نیست . تو با خود میگویی اگر اینگونه است و این است توصیف امروز وضعیت دختران ایران و به قول خود کارگردان این محصول سالها سنت غلط است و نهادهای اجتماعی و قضایی و همه و همه دست به  هم داده اند تا این بلا بر سر دختران این مرز بوم بیاید پس فاتحه فرهنگ و عصمت  و غیرت را دراین مرز وبوم باید خواند ... !



به نام خدا



دختری  که در 8 سالگی به دلیل عدم توجه پدر و مادر  به او تعرض شده است ،در شب عروسی به صورتی کاملا تصادفی اتفاقی مشابه را متوجه میشود و برای جلوگیری از این اتفاق با نگهبان  متعرض ساختمان در گیر میشود و منجر به قتل او میشود حال باز پرس تلاش میکند تا علت قتل را بیابد هر چند که با مقاومت دختر برای اعتراف  روبرو است و ...

باید به خانم فیلمساز گفت :هیس سیاه نمایی فریاد ندارد!!

کتاب کودک این بار با صفحه سیاه آغاز میشود!

حس بد، نفرت، تاسف و در خود فرو رفتن از محصولات دیدن فیلم است. فیلم به هیچ وجه امیدوار کننده نیست . تو با خود میگویی اگر اینگونه است و این است توصیف امروز وضعیت دختران ایران و به قول خود کارگردان این محصول سالها سنت غلط است و نهادهای اجتماعی و قضایی و همه و همه دست به  هم داده اند تا این بلا بر سر دختران این مرز بوم بیاید پس فاتحه فرهنگ و عصمت  و غیرت را دراین مرز وبوم باید خواند   و هیچ امیدی نیست که تحولی به این زودیها شکل بگیرد و دیگر حکایتهای کثیف اینگونه اتفاقات را به گوش نشنویم.

اگر چه به نظر این فیلم بر خلاف بسیاری از تصاویر متحرک موجود در جشنواره فیلم شده است  و باید به استادی خانم درخشنده در حرفه خودش اذعان کرد.

  بازیگران و بازی گردانی بسیار عالی مخصوصا اینگونه بازی گرفتن از کودک به خوبی  رخ می نماید و نشان از حرفه ای بودن کارگردان دارد و برای این تخصص بالا همیشه قابل تقدیر است.اما باید هشدار داد که تخصص هم مانند هوش، سیاه و سفید دارد!

 واقعا نمیدانم که به پرده کشیدن این معظلات نیاز فیلم ساز است برای فیلمی در خور توجه یا نیاز مخاطب برای ایجاد توجه! اما خوب میدانم در بیان این" نمیدانم به خاطر چه ؟"، خانم درخشنده بسیار موفق عمل کرده است او براستی فیلم ساخته است هرچند که اگر ایرادات حقوقی آن براستی قرار باشد حل شود بسیاری از تعلیقات داستان فیلم از دست میرود اما خانم درخشنده یک فیلم ساز است نه یک حقوق دان.

قتل در شب عروسی،کشف دروغ نامزد،آسایشگاه روانی، تجاوز آنهم به دختر 8 ساله، تجاوزی دیگر به دختری کوچک و سکوت کسی که محکوم به اعدام میشود و در آخر قربانی شدن قربانی شده، طبیعی است که حس خوبی را بر نمی انگیزاند و کسالت را به تن و روح به ارمغان می آورد. حتی کسانی هم که قرار است نقش خوب های داستان را داشته باشند یا کاری نمی توانند بکنند یا به شدت ترس دارند که آبروی خود و خانوادشان در خطر بیافتد.

باید از خانم درخشنده چند سوال اساسی کرد و البته بعضی جوابهای ایشان در خود جشنواره و مصاحبه ها  را بررسی کرد تا بدانیم که آیا این فیلم به ضررورت ساخت رسیده بوده است یا نگاهی خاص، نمی خواهیم بگوییم فمنیستی یا از جنس سیاه نمایی های روشنفکرانه یا نیاز به توجه مخاطب به هر قیمتی را به دنبال دارد یا نه.

گذشته از اینکه این مسایل واقعیت است که هست و اینکه چقدر این واقیعت درشت شده است یا نه، نکته اینجاست که در چنین جامعه ای با وجود سختیهای فراوان موجود، نیاز به امید و روشنایی ارجح  است یا به قول خود فیلم ساز نشان دادن دمل چرکی که نادر اتفاق افتاده ؟

 یک کودک 8 ساله بعد از دیدن فیلم چگونه میشود؟ آیا با خود عهد می کند که هیچ وقت با غریبه ای همراه نشود یا مسایل خود را با خانواده در میان گذارد ؟ یا حس سیاه از جامعه بد در دلش شکل می گیرد و شاید اثرات این ناامیدی و نگاه بد به مردان در آینده او نیز صفحه ای از نام امیدی باز کند و باز قربانی شود اما این بار به شکلی دیگر!

به قول خود ایشان این اتفاق در چند مورد گزارش شده است (فکر میکنم در مصاحبه جشنواره ققنوس فرمودند 19  مورد) و آیا اتفاق افتادن این چند مورد در طول سالها این موضوع را به یک معظل اجتماعی بدل می کند؟

خانم درخشنده خود بر وجود پیام و کارکرد بر فیلم اصرار دارند و حال اینکه اثرات این نوع  پیام دادن  چه می شود؟ و در ترازوی ضرر و سود کدام یک سنگین تر میشود؟

آِیا این فیلم  واقعا آموزش خانواده است؟ (این  مطلب را نیز در مصاحبه فرمودند)

آموزش خانواده ها در بسیاری موارد لازم است و بسیار هم لازم است و در بسیاری از معظلات اگر آموزشی شکل می گرفت خانواده ای از هم نمی پاشید اما این نیاز ضروری ، جوازی است برای به تصویر کشیدن نیاز؟

اصلا سینما وفیلم سینمایی چقدر مدیوْم آموزش است آیا براستی در حد و اندازه های این مدیوْم اشتباه نکرده ایم؟آیا هر آموزشی که به نظر مهم است را می توان در پرده سینما نمایش داد؟

بله سوالات سختی که احتیاج به بحث فراوان دارد و متخصصین امر را وا می دارد در این زمینه بصورت جدی تری وارد شوند تا به دنبال آن فیلم سازان نیز از اثرات اثر خود بیشتر مطلع شوند

جواب دادن به هر یک از سوالات یعنی باز کردن یک مبحث تخصصی که هم جایگاه آن بطور مفصل در یک نوشته نیست و هم شاید در بعضی عناوین تخصص نویسنده نباشد اما باید عرض شود: امید بخشی در جامعه و البته در کنار آن نشان دادن و جهت دهی به سوی آموزش بهتر خانواده آنهم در مراکز تخصصی آن، چیزی است که امروز همه به آن اذعان دارند و غربی هایی هم که بعضی از فیلم سازان این مرز بوم دست به دامن آنها می شوند به ضررورتش رسیده اند، آنها هم می دانند حیا به هر عنوان باید در آموزش حفظ شود و هر چیز جایگاه خود رادر جامعه بیابد.

آموزش مسایل دختران برای دختران بسیار ضروری است کما اینکه برای پسران لازم است اما این آموزشها در رسانه ای عمومی آنهم چیزی که سرگرمی  جز ذات آن است به هیچ وجه تخصصی نیست، به قاطعیت می توان گفت ضرر آموزش غلط و روش آموزشی غلط به مراتب بیشتر و بدتر از عدم آموزش است آنهم در سطح کودک ونوجوان.

ریشه یابی مسایل کودک و نوجوان و اینکه ایشان را هر چه می توانیم به عزت نفس و اعتماد به نفس و خانواده نزدیک کنیم تا هیچ وقت به این نوع معظلات گرفتار نشوند چیزی است که به هیچ وجه مورد توجه سرکار خانم کارگردان نبوده است.

 سینما در بهترین حالت می تواند مخاطب خویش را ترغیب کند تا به دنبال مسئله برود و به هیچ وجه توان آموزش به صورت کامل را ندارد و چه بهتر که همراه با سرگرمی به سمتی برویم که نوجوان این مرز بوم بیشتر به هویت و بزرگی خود فکر کند تا به ترس و واهمه از اتفاقی که شاید در تمام  عمر حتی خبر آن را هم در روزنامه های حوادث نبیند.

اگر سینما یک مکان خانوادگی است که هست این نوع فیلمها مخاطب آموزش خود را کدام قشر از این خانواده تعریف کرده است، تا از رفتن بقیه خانواده به سینما جلوگیری شود!

خانم کارگردان به قدری در تفکرات دغدغه داران غربی غرق می شود که به کلی فراموش می کند که اینجا ایران  اسلامی است و تعصبات دینی و غیرتهای ایرانی ، در موارد اشتباه باید اصلاح شود نه بکلی نابود شود. فرض اینکه پدری با غیرت در کنار دختر با حیا خود بنشیند و این صحنه های نیمه مهیج را تماشا کند اگر برای ایشان اصلا دلهره آور نبوده است اما تن و بدن بسیاری از مردان و زنان ایرانی را خواهد لرزاند.

تعلیق در فیلم بر اساس اشباهات فاحش قانونی که به دلیل عدم شناخت درست گروه فیلم ساز از قانون اتفاق می افتد را باید از نقاط بسیار بسیار ضعیف این فیلم دید.کاش نویسنده یا نویسندگان فیلم به اندازه چند صدم موشکافی و دقت  برای خلق تصاویر به شدت زننده و مبتذل این فیلم، به سراغ یک قانون دان می رفتند تا استوانه فیلم با بیننده  غیر متخصص را بر اساس اشتباهات برداشتی خود بنا نکنند ، تا جایی که مجبور نباشند برای اصلاح این اشتباهات به کلی از داستان فیلم دست بردارند یا به اصرار و انکار از کنار این خلط مباحث بگذرند و به متخصصین قانون این مرز بوم هم "هیس "بگویند که مطلب فراتر از قانون است.

هیس دخترها فریاد نمیزنند ،حکایت یک فیلم و یک فیلم نامه نیست، حکایت یک تفکر است که اگر معذوریت های اخلاقی رسانه اجازه می داد بحث و بررسی آن خالی از فایده نبود،. می گویم خالی از فایده برای اینکه  بدانیم در نقد و تحلیل اینگونه فیلمها نباید در دام همین اشتباه فیلم ساز گرفتار شد و به نام نقد از محتوای  فیلم، خود مروج و مبلغ این نوع تفکرات یا به عمد یا به سهو باشیم.

درام و داستان به شدت دو بخشی این فیلم از نوع داستان گویی هایی است که باید در موردش بحث کرد، ندادن اطلاعات در بخش اول فیلم، مخاطب را به قسمت دوم فیلم پرت می کند بدون اینکه قرینه ای باشد تا تماشاگر حدسهایی بزند و با فیلم همدل شود و غافلگیری آخر داستان به دل مخاطب بچسبد.

در این گونه داستان گویی که نمی دانم می شود نام  آنرا داستان گویی گذاشت یا نه همه اطلاعات در اواخر فیلم اگرچه کم کم اما به زبان یکی از کاراکترها آنهم نه به زبان تصویر بلکه به کمک تعریف بیان می شود و نقش پازلی که مخاطب با فکر و شعور فیلم باید بسازد را به ناشیانه ترین حالت و آماده تحویل می دهد و نقش تماشاگر فقط تعریف از نقش و نگار این پازل است آنهم در صورتی که نقشی قابل تعریف داشته باشد.

البته به قاطعیت میتوان گفت که خانم درخشنده استفاده از توان تصویر سازی ذهن مخاطب را به خوبی می داند  زیرا در تصاویر تجاوز به دختر به خوبی از آن استفاده می کند و با نشان دادن آنچه که می توان نشان داد به خوبی در ذهن آنچه نمی شود نشان داد  را حک می کند، این همان تخصصی است که گاه رنگ سیاه به خود می گیرد.

"هیس دخترها فریاد نمیزنند" از دسته فیلم هایی است که درد دل بسیاری را باز خواهد کرد حال چه به گله و شکایت و چه به تعریف و تمجید، اما به همه خانواده ها باید توصیه کرد که اگر تصمیم به دیدن فیلم دارند لا اقل دختران کوچک خود را به همراه نبرند تا از اثرات دهشتناک  تصاویر این فیلم آسیب نبینند  و روح زلال کودکان را به اختلالات تفکری بزرگترها آلوده نکنند .امید دارم که بازیگر خردسال این فیلم توانسته باشد بازی سیاه خود را فراموش کند تا در آینده با یادآوری این صحنه ها دچار معظلی بزرگتر از توصیه خانم سازنده نشود.

 



نویسنده :  سیدمحمد طباطبایی امیری

منبع : سایت قم فردا



نظرات  (۱۹)

شما اول برو فارسی رو یاد بگیر
معضل نه معظل

سلام به نویسنده نقد « آقای سید محمد » و همچنین «محسن جان».نود وهفت سطر را خواندی و به اشتباه املایی اشاره نمودی. خوب جای تحسین دارد و اصلاح هم می شود. ولی نظرت را در مورد فیلم و یا این نقد بالا ننوشتی.من به شدت مشتاق هستم که خوانندگانی فهیم  چون شما علاوه بر ایراد نگارشی برای خود فیلم هم مطلبی بنویسند. این را هم از یاد نبریم که دیکته نانوشته است که غلط ندارد. شاید اشتباه تایپی باشد.به هر حال....
 و اما «فیلم»:
وقتی به کارنامه هنری افراد نگاه می کنیم،باید به درون مایه های شخصیتی ایشان هم گریزی داشته باشیم.دست گذاشتن روی موضوعاتی که فقط وفقط آه وحسرت و.....تماشاچیان را به دنبال داشته باشد و به دنبال راهکاری علمی و حقوقی وروان شناختی نباشد،در دنیای امروز جایگاهی ندارد. شاید با خودتان بگویید این یک فیلم بود وانتظاری بیش از این نمی رفت.خوب بعد از این چی؟
اگر فیلمسازان ما از نمونه های بیشماری که در این سرزمین جزو نیروهای پاک وخالصی هستند و فرزندانی نخبه ونمونه به جامعه تحویل داده اند وبرون دادشان مایه افتخار ومباهات برای ایران وجهان است،خانواده هایی که اصول درست تربیتی را در مراحل رشد فرزندانشان ایفا می کنند و از هر نظر الگو هستند.
خانم درخشنده زحمت بکشید و از سازمان ملی نخبگان و آموزش و پرورش و ....نشانی این خانواده ها را بپرسید که با چه عشق وعلاقه ای به رشد و بالندگی عزیزانشان کمر همت بسته اند.وشدیدا معتقدم که یک پدر یا مادر دارای فرزند نخبه در وظایف شغلی خود نیز کوتاهی ندارد واز هر نظر نمونه است. آن ها کسانی هستند که می توان زندگی شان را با جادوی هنر هفتم به تصویر کشید و به جهانیان نشان داد که ایرانی غرور وهویت دارد.آمار قبولی شصت درصدی دختران کشورمان در دانشگاه ها،سوژه نوید بخش وتودهنی محکمی است که ما برای دختران سرزمینمان ارزش قائلیم.
پاسخ:
ممنون از شما دوست گرامی
سلام به نظر من فیلم بسیار اموزنده ای بود همش که نمیشه فیلم طنز بذارن برای مردم که فقط برای چند ساعت الکی وقت مردمو هدر داد به نظر این فیلم برای پدر مادرایی که اصلا توجهی به فرزندانشون ندارنو بیخیال از کنار بچه هاشون میگذرن خیلی اثر بخشه چون خیلی از این اتفاقات میفته و اینده خیلی از دختر بچه های بی گناهو تا اخر عمر تباه میکنه من به خانم درخشنده تبریک میگم به خاطر ساختن چنین فیلم اموزنده ای
با سلام
بنظرم اشکال مهمی که به این فیلم وارد است اینکه به معلول پرداخته و درمقام بیان علت سعی کرده اینطور القا کند عامل بروز چنین حوادثی همان حجب و حیا و سنت آبروداری است  و سپس جامعه را برای چنین فرهنگی مقصر میداند. درحالیکه اگر نگوییم علت تامه لااقل یکی از علل مهم چنین پیشامدهایی ضعف آموزش های اسلامی و اخلاقی و مهمتر از همه ضعف عمل به این آموزه هاست. متاسفانه فیلم عمدا یا سهوا به آن نپرداخته. زمانی که ما درروایات اسلامی داریم که امام معصوم دخترکان نامحرم نابالع را نوازش نمیکردند چرا پدر یا مادر باید خترشان (هرچند نابالغ) را با پسری همراه سازند.  علت دیگر این پدیده(لااقل در این فیلم) را میتوان اشتغال روزافزون والدین و ترجیح مسایل خارج خانه به مسایل تربیتی داخل خانه دانست که خود حدیث مفصلی است که حکایتش هفتاد من کاعذ( حالا دیگر باید گفت هفتاد گیگ حافظه) میشود اما در فیلم چندان به آن توجه نشده و سعی شده زیاد به چشم نیاید. در مجموع فیلم را به جهات کارگردانی و بازیگری خوب میدانم اما به لحاظ داستانی ضعیف و خام است به عبارتی طرحی که برای رسیدن به یک داستان و سناریو پخته ، سنجیده ، خوب و قوی هنوز احتیاج به کار داشته، عجولانه و شتابزده به تصویر درآمده و جلو دوربین رفته است.
ضمنا دوست عزیز اگر متن را ویرایش کردید بجای برخی کلمات نامانوس (مانند مدیوم) جایگزین مناسب (مثلا محیط) را قرار دهید.
پاسخ:
ممنون از پیشنهاد شما 

این فیلم بسیار تاثیر گذار بود.........زنان و دختران ما خیلی چیزها رو نمیدونن باید سطح اگاهی بالا بره. این واقیتی محضه که من بشخصه زیاد اطرافم میبینم...و همش ظلم در حق ما خانومهاست.......   خانوم درخشنده متشکرررررررررررررررم                

فیلم بسیار زیبایی بود و باید از خانم درخشنده واقعا تشکر کرد. من اولا فکر میکردم بعضی قسمت ها رو چجوری میخوان توی یه فیلم ایرانی-اسلامی نشون بدن.توانایی هاشون واقعا قابل ستایشه.
نقد نوشته شده خیلی متعصبانست....و اصرار داره این قضیرو کوچیک نشون بده....من ی دختری که تو همین شرایط بزرگ شدم دارم اینو بهتون میگم که فقط بدونید اصلا سیاهنمایی نیست و عین واقعیته.....واقعیتی که هیچ کس خبر نداره و فکرشم نمیتونه بکنه....این فیلم قصه زندگی خیلیاست....
واقعا فیلم زیبایی بود.سطح آگاهی جامعه باید بالا بره
این فیلم داره درد دخترا رو نشون میده .ممنون خانم درخشنده
گذشته منم مثل شیرین هست منم یه دختر ٨ ساله بودم که حاجی محلمون که پدر دوستم میشد این بلا رو سرم اورد و خیلی ادم سر شناسی بود دخترش یک سال از من بزرگ تر بود با ٤ تا برادر داشت با یه مادر خیلی خیلی محجبه منم دردمو به هیچ کس نگفتم خیلی عذاب کشیدم هر وقت میدیدمش تنم میلرزید خونشون خیلی بزرگ بود یه زیر زمین داشت منو میبرد به زیر زمین یا پشت خونشون تو حیاط خلوط این در صورتی بود که دهنمو میگفت و نمیزاشت من داد بزنم و پدر و مادرم به این خانواده خیلی اطمینان داشتند و هرجا میرفتن منو اونجا میزاشتن جالبه بگم پسر حاجی هم خودشو به من میمالید من هرچی میگفتم مامان من از اینا بدم میاد مامانم فکر میکرد چون دخترش یک سال از من بزرگتره بهش حسودی میکنم این اولین جایی هست که من رازمو گفتم خدا کنه باور کنید چون همش راسته من هفته دیگه عروسیمه اما ....
سلام مریم جون امیدوارم که پیامموبخونی وقتی پیامتوخوندم یکم اروم شدم چون خودمنم وقتی خیلی بچه بودم  عموم این بلاروسرم اورد ولی من به هیچکس نگفتم الانم 15 سالمه ...به شوهرت چیزی نگو امیدوارم باهاش خوشبخت بشی
به نظرم نقد شما یک جانبه است و با تعریف و تمجید میخواید اونو بپوشونید.  شما میگید برای نوزده مورد ارزش نداشت این فیلم رو ببینیم؟ چرا داشت. چون خیییلی بیشتر از 19مورده. من یه دختر محجبه ی چادری و مذهبی ام.
اولین باری که این اتفاق برام افتاد من دوم دبیرستان بودم و به خاطر بیخیالی پدرم مجبور بودم ساعت 7شب تو زمستون خودم تنهایی از کلاس تا خونه با اتوبوس برم. اتوبوس خیلی شلوغ بود و من برای سوار شدن و نموندن تو خیابون استرس داشتم. به زور خودم رو تو قسمت خانوم ها جا کردم و روبه جمعیت خانوم ها ایستادم. دستی که اون لحظه از پشت سر به من تعرض میکرد انگار به گلوی من چنگ انداخت. من بچه نبودم! اما ترسیده بودم. خیییلی ترسیده بودم. چرا من؟با چادر و پالتوی زیر چادرم حتی فکرشم نمیکردم اونجا کسی...  با وحشت به جمعیت نگاه میکردم و توان هیچ عکس العملی نداشتم.  با نگه داشتن اتوبوس،انگار به خودم اومدم و یهو سرمو به عقب چرخوندم.تو چند ثانیه به خاطر خلوت بودن خروجی مردونه پرید پایین و بهم نیشخند زد. من تا خونه زیر چادرم گریه کردم و حتی نتونستم جیغ بزنم. فکر میکردم تقصیر منه و برای گناهکاری خودم یه عالمه دلیل تراشیدم. میترسیدم به کسی بگم و من مقصر و مریض شناخته بشم. از این میترسیدم که پدر و مادرم منو از رفتن به کلاس تقویتی که بهش احتیاج داشتم محروم کنن. میترسیدم دوستام بهم بگن توکه چادری هستی از همه مریض تری و پا دادی.  اون شب تب کردم و مریض شدم و تمام تلاشمو کردم که فراموش کنم اما دوسه بار این اتفاق برام تو بازار و خیابون با وجود حضور خانواده ام افتاد!!!! اما من نمیتونستم...نمیتونستم حرف بزنم. میترسیدم . هر بار که میرم بیرون خودمو بین پدر و مادرم قایم میکردم که دوباره تکرار نشه.  اما بزرگتر که شدم پدر و مادر یادشون افتاد که باید بهم یاد بدن چطوری از خودم و شخصیتم دفاع کنم. دیر یاد دادن اما خداروشکر که بلای بدتری سرم نیومد!. مثل من بسیار زیاده جناب منتقد اما مثل شیرین هم کم نیست و من و شما تو سکوت شهر صداشون رو نمیشنویم .  اتفاقا با وجود قبول داشتن بسیاری از اصول و قوانین کشورم قوه قضاییه رو ضعیف میدونم.شاید از نظر مسایل حقوقی ایراداتی داشت. اما با چشم میبینم که دزد های کله گنده ماه ها بعد از حکم آزادند ولی جوونی که چاقو کشیده برای زورگیری فورا اعدام شد که بگن قوه ی قضضاییه انققدر اقتدار داره!چون تو دنیا صدا کرده بود. بذارید پدر مادر ها این فیلم رو ببینن که عواقب کوتاهی خودشون رو متوجه بشن
جناب نویسنده صد در صد دخترای ما مورد تجاوز قرار رفتن حالا نه مثل شیرین ولی مزاحمت های خیابونی واسه همه پیش اومده چشماتو باز کن بعد حرف بزن .از بس رسانه ها گفتن زنای بد حجاب مورد تجاوز قرار می گیرن و از این چرت و پرتا که حالا بد حجابا اصلا ادم حساب نمی شن .از بس بهمون گفتن تنها از خونه بیرون نیای حجابتونو رعایت کنین هر کی بهتون متلک گفت هیچی نگین دخترا این قدر خل بار اومدن .هم کلاسیم که یه پسری دست از سرش بر نمی داشت رفت مشکلشو به معلم دین و زندگیمون گفت .ولی معلم هم پسره رو حق به جانب دونست و گفت با پسره ازدواج کن ینی گل و شیرنی بگیر به همراه خونواده برو خاستگاری اقا و به خونوادش بگو اومدم خاستگاری پسرتون منو به غلامی قبول کنین.من درد شما رو می دونم شما مردا دوست دارین همه غلطی بکنین هیچ که هم صداش در نیاد و رسواتون نکنه خاک دو عالم بر سر معلم ها و مربیان تربیتی ما با این روش اموزشیشون که در شان دختر می دونن که هر خری از راه رسید بهش دست بزنه اما در شان دختر نمی دونن که از خودش دفاع کنه . خاک بر سر خونواده های ما که   هر خری به دخترشون تجاوز کنه دختر بی گناه رو کتک می زنن.خاک بر س پلیس ما که واسه همه چیز وقت داره الا رسیدگی به پرونده مزاحمت خیابونی . خاک بر سر قانون ما که امروز مزاحم رو می گیره دو ساعت بعد ولش می کنه.خاک بر سر دخترای ما که این ظلما رو قبول کردن. خاک بر سر فرهنگ مرد سالار ما .به قول انجلا جولی تو تجاوز متجاوز بی ابروهست نه قربانی
این آقای منتقد از هموناس که میخوان کشورمونو مدینه فاضله جلوه بدن.
یکی نیست بگه آخه بی انصاف چرا به شعور مرم توهین می کنی؟
این موضوع و حتی بدترشم تو جامعه ما بسیار زیاده و هر روز داره بیشتر میشه.
با تشکر
سلام.نظرات همه دوستان رو خوندم.عالی بود,و واقعا لذت بردم ازصدلقت دوستانی ک ماجرای خودشونو گفتن.
جناب منتقد,شما خیلی محکم و باقدرت حرف زدید طوری ک انگارتونستید خودتون رو جای دخترهای جامعه کنونی بذارید.شمایک مرد هستید و هیچچچ وقت تعرضات,بی احترامی ها,و تجاوزهایی ک ب دخترهای جامعه میشود رو,نه متوجه خاهید شد,و نه حتی درک خاهید کرد.شاید,اگر,روزی دختردار,شدید,ب این موضوع برسید.در جامعه ما,ن تنها,چنین تجاوزهایی زیاااااااد هست,بلکه باید گفت حتی ب کودک ۲۲ماهه هم رحم نکرده اند.ازخانم درخشنده متشکرم بخاطربیان حقیقت,ولی با دوستی ک گفتن,ب معلول پرداختن,و نه غلت,موافقم.علت اینهمه تعرض و تجاوز چیه؟ناقص بودن اموزش هامون؟بی توجهی ب چنین معضلاتی؟کم بودن میزان مجازاته چنین جرایمی؟عدم اگاهی دختران؟نبود امنیت؟بیماری مجرمان؟یا چیی...اخه چرا؟
جناب منتقد اگر به شما هم توی کودکیتون نه تو هشت سالگی بلکه تو سه سالگی تو پنج سالگی .... تعرض میشد و نمیتونستی این درد ممتد رو به کسی بگی و تو کوچکترین سنت تلخترین و ترسناکترین لحظه ها رو تجربه میکردی اینقدر باد به غبغب ژست آدمای دلسوز جامعه رو نمیگرفتی اتفاقا خیلی خوب شد که چنین فیلمی ساخته شد اینطوری بعضی والدین به خودشون میان که حواسشون به بچه هاشون باشه،جناب منتقد همیشه مخالف اگه یه شب ترس و دلهره یه بچه نه ساله رو که چرت میزنه ولی میترسه چشم رو هم بذاره از ترس اینکه نکنه وقتی خوابه یه عوضی بیاد سراغش و فردا صبحشم بخواد بره مدرسه رو تجربه میکردی الان اینطوری حرف مفت نمیزدی
۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۳:۲۶ بدبخت ترین آدم دنیا
چ طور بگم چی بگم، آفرین نه هزار آفرین ی خانم درخشنده که تو روزگاری که هم نگاهت میکنم میگم دختر تو چرا این قد افسرده ای، رفتی دانشگاه از همه بچه ها کوتاه تر باشی همه به چشم کوتوله نکات کنن، چرا اندازه خواهر برادران نشدی( قربانی شدن عین ازدواج خیلی زود یه دختر می مونه یه سری چیزا زودتر از وقتش ترشح میشه، بچه ممکنه عفونت هایی بگیره و... که از رشد طبیعیش جا بمونه) تو چرا این قد فکر میکنی، اصلا چرا زندگی نمی کنی، تو چرا نمیری اون اتاق بخوابی)همون اتاقی که برادر مادر ....( تو چرا این قد ی صدای غذا خوردن ما حساسی( خدا شاهده هنوز که صداهای مشابه مثل صدایی که  کسی چای میخوره آخرش یه صدا درمیاره از خودم متنفر میشم که چرا حتی میدونستم داره چه بابایی سرم میاد) فیلمش واقعا خوب بود یه هدف داشته که ب این قوانین دقت نکرده عمدا یا سهوا، اون صحنه که خانم طباطبایی جیغ زدن بعد چند بار منم زدم تو انباری مون بود دستاس ی در نمی رسید مادرم بود مطمئنم بود ولی از هزار نامادری برام بذاره یه زیر سلطه ی احمق ازش متنفرم،یه بارم بهش گفتم ولی طوری رفتار کرد که یا انگار یه چیز عادیه که تا همین چند ساله هم فکر میکردم واسه همه هست ...این صحنه رو با عمق وجودم درکیدم و اون صحنه ای که توی دفتر بازجویی زانوهایش سست شدن افتاد زمین ،خانم طباطبایی خیلی بازیگر خوشبین که این قد خوب بازی کردن،
خانم درخشنده دلیل همه اینارو از ماها نپرسید فقط فیلم که همیشه نمودی از اتفاقاتی جامعه بود و هست رو به تصویر کشیدن، 
و من هر سایتی می رم با همین اسم حرفمون می نویسم خواهش میکنم نمایش بدین، و من حتما تقاصمو میگیرم ی عزتی که از دست دادم، ب روحم که از همون بگیرم کشته شده، ب انسان بودنم قسم ،ب همین شب قدر قسممم تقاصم رو طوری میگیرم که به گوش همه می رسه و خواهد رسید، کم درد نکشیدم از دوست و اشنا 
سلام.به نظرم قصاص شیرین بیجا بود
و باعث میشه اگه کسی ان شرایط براش پیش بیاد
بترسه و فرار کنه و کمک نکنه
با تشکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همکاری در فروش فایل میهن همکار