یادداشت های سینمایی

نگاهی به آثار سینما - تلویزیون - تئاتر

همکاری در فروش فایل میهن همکار
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین نظرات

اگر تمایل دارید در خبرنامه ی ما عضو شوید . ایمیل خود را در کادر های زیر وارد کنید و سپس روی عضویت کلیک کنید . .





دختری که دختر نیست از ازدواج با پسرعمه اش سر باز می زند ، اما پدری که دست کم از جهت اقتصادی متمول است و سطح فرهنگی شان مشخص نمی شود، او را مجبور به این ازدواج می کند. سوالی که در این جا مطرح می شود این است که چرا آدینه خودش مشکل را به بابک نمی گوید. یا دست کم به دروغ می تواند، دلیل دیگری را برای بابک مطرح کند. خصوصاً این که نزدیکی روابط خانوادگی از بچگی میان آنان طوری است که باید مطرح کردن این موضوع کار سختی نباشد...

آینه های رو به رو،  تصویر در بی نهایت ایجاد می کند. بی نهایت فیزیکی با بی نهایت ریاضی فرق دارد. بی نهایت فیزیکی را می توان شمرد. شاید آینه های روبروی نگار آذربایجانی آیینه های تخت نباشند. آینه های کروی هستند که نیاز در ک متافیزیک فیلمش موکول  به دانش فیزیک اپتیک  باشد.

 ای کاش فیلم آیینه های روبرو، فیلم یکدستی بود. همه ی فیلم، شبیه سکانس هایی که رعنا و آدینه (ادی)فقط در آن حضور داشتند، با دقت و حوصله ساخته می شد. آن وقت آیینه های روبرو فقط به جهت محتوای روان شناختی اش، مهم نبود.

سینمای نگار آذربایجانی در همین اولین کارش با کارگردانان زن هم وطنش تفاوت های عمده ای دارد. اگر آیینه ها را بدون دانستن این که کارگردانش مرد است یا زن ببینیم، تشخیص نگاه زنانه، سخت می شود و این یک امتیاز برای سینماگری است که با ید  مفهوم ارائه اش، انسانی باشد، جهانی باشد و قابلیت رمزگشایی برای همه ی انسان ها فارغ از قومیت و جنسیت شان را پیدا کند.

قصد نقد محتوایی داستان، در این چند سطر نیست. که این حذر نگارنده از غلط مصطلحی است که نقد فیلم نامه جای نقد فیلم را گرفته است. فیلم نامه ی آیینه های روبرو، دچار حفره هایی است که البته در خط سیر داستانی، چندان مشهود نیست. علاوه بر آن شخصیت پردازی درست ، به ته نشین شدن قصه در تماشاچی کمک می کند.کمک می کند که روند غیرمنطقی روابط آدم ها، چندان عیان  نشود.

 دختری که دختر نیست از ازدواج با پسرعمه اش- بابک- سر باز می زند ، اما پدری که دست کم از جهت اقتصادی متمول است- و سطح فرهنگی شان مشخص نمی شود- ، او را مجبور به این ازدواج می کند. سوالی که در این جا مطرح می شود این است که چرا آدینه (ادی) خودش مشکل را به بابک نمی گوید. یا دست کم به دروغ می تواند، دلیل دیگری را برای بابک مطرح کند. خصوصاً این که نزدیکی روابط خانوادگی از بچگی میان آنان طوری است که باید مطرح کردن این موضوع کار سختی نباشد. خانواده ی آدینه، مۆلفه های یک خانواده ی سنتی را ندارد. چیزی از میزان موقعیت اجتماعی خانواده از نظر فرهنگی نمی بینیم. ولی بعید به نظر می رسد که سطح خانواده ها، طوری باشد که دست کم با دلیل دیگری نتوان، از ازدواج شانه خالی کرد.

با این وجود اگر این حفره ی فیلم نامه را با اغماض در نظر نگیریم. ساختار آیینه های روبرو ساختار استانداردی است. گره ها ، بحران ها و نقاط عطف در جایگاه درستی از مفهوم دراماتیک یک اثر نمایشی، چینش شده اند. حتی لحظه هایی وجود دارد که در سینمای ایران کمتر توانسته اند، در این شکل ساختاری ، نمایشی بشوند.

دقت کنید به صحنه ی بازگشت رعنا و آدینه از شمال که به جهت بیم کارگردان از کش دار شدن دیالوگ با ترفندی داستانی به مونولوگ مخاطب و موقعیت تبدیل می شود و بسیار هوشمندانه تصویری از گویندگان مفهوم نمی بینیم.

در سینما تصویر حرف اول را می زند و گفت و گوی مونولوگ گونه ی رعنا و آدینه در مسیر بازگشت به تهران اتفاقاً برعکس این اصل عمل نمی کند. آن چه مهم است ، راه است، جاده است، مسیری است که حالا با هم می روند. همراه شدن قشری از جامعه با پدیده ای است که پیش از این اجازه ی مطرح کردنش را هم نمی داده است.

از لحاظ کارگردانی به ویژه صحنه هایی که فقط رعنا و آدینه در آن حضور دارند با دقت و وسواس خاصی سامان داده شده اند. میزانسن ها، به نوعی است که در خدمت قصه باشد و حرکت دوربین و یا حتی بازی  بازیگران  دیده نمی شود و همین نکته ی متمایز فیلم آیینه های روبرو نسبت به فیلم های زنانه ای است که در این چند سال شاهدیم. (هر چند که اصلا این فیلم زنانه نیست و مفهومی فارغ از جنسیت را مطرح می کند)

فیلم در لحظاتی به سمت یک شاعرانگی مبهم می رود، لحظه هایی که باید فیلم از نگاه مجرد رعنا و آدینه تعبیر شود. این لحظات با کلیت داستان گونه ی فیلم تناسب ندارد. سبک نگاه دوربین در این لحظات به یک ملودرام عاشقانه نزدیک می شود. با این که عشق هایی که در این فیلم دیده می شود ناشی از هیجانات معمول احساسی نیست و ریشه در اندیشه ای عملگرایانه دارد.

فیلم تا دقیقه ای که رعنا، مسافرش (با بازی هنگامه قاضیانی) را می رساند و با آدینه روبر می شود ریتم درستی ندارد. روان نیست. زمینه سازی شخصیت پردازانه خوبی دارد اما دکوپاژ فیلم روند داستان را روایت نمی کند، اما به یکباره از لحظه ی درگیری آدینه با مزاحمان و آشنایی رعنا و آدینه با یکدیگر جان می گیرد. خوب می شود. هیجان زده ات می کند از حرفه ای بودن کارگردانی که با وجود اولین تجربه ی سینمایی اش، در بسیاری موارد حرفه ای عمل می کند که البته شاید  این به جهت نگاه آکادمیک کارگردان باشد.

در آیینه های روبرو خبری از آوانگاردیسم تصنعی تصویری نیست و در اکثر دقایق استاندارد بودن سینمایی، لحاظ شده ولی افسوسی که به جا می ماند همان دغدغه ای است که در ابتدای این چند سطر، ذکر آن به میان آمد. یکدست نبودن ریتم و سبک فیلم، مانع تبدیل شدن آیینه های روبرو به یک اثر ماندگار می شود.  

نویسنده :مجتبی شاعری

منبع : تبیان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همکاری در فروش فایل میهن همکار