یادداشت های سینمایی

نگاهی به آثار سینما - تلویزیون - تئاتر

همکاری در فروش فایل میهن همکار
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین نظرات

اگر تمایل دارید در خبرنامه ی ما عضو شوید . ایمیل خود را در کادر های زیر وارد کنید و سپس روی عضویت کلیک کنید . .





ملبورن

فیلم با آمارگیری دختر جوانی برای سرشماری خانه ها شروع میشود و این دختر که در حال سرشماری است به منزل امیر (پیمان معادی) می رسد و سوالاتی میپرسد و بعد از اتمام سرشماری تازه تیتراژ شروع می شود . راستش را بخواهید قبل از اینکه به تماشای فیلم بشینم صحبت هایی که از این فیلم به گوشم رسیده بود خیلی اذیتم میکرد نقد هایی که این فیلم شده بود این بود که این فیلم مشابه فیلم جدایی نادر از سیمین است ...

از شروع فیلم صحبت های کارگردان فیلم در برنامه وزین هفت (!!) به یادم می آمد که میگفت تحت تاثیر فرهادی فیلم نساخته و این فیلم شبیه فیلم جدایی نادر نیست و ...

اگر بخواهم نگاه اجمالی به فیلم بندازم و یا چیزی که از این فیلم در بک گراند ذهنم باقی می مانَد این است که مردی (پیمان معادی) در فیلم بصورت پیاپی سیگار می کشد و صدای مزاحم آلارم (زنگ تلفن و موبایل و یا دزدگیر ماشین و حتی صدای زنگ !) دائم روی مخ ببینندگان فیلم بود و بیشتر ببندگان را عصبی می کرد . حالا سوال اینجاست برای فضا سازی فیلم ایا این همه صدای مزاحم لازم بود ؟!

شخصیت نوزاد فیلم که پاشنه آشیل فیلم هست هم اکثر اوقات از عروسک بجای نوزاد استفاده میشد که تا حدودی هم شاید قابل توجیه باشد به هر حال این فیلم از دقیقه یک تا نود در یک خانه آپارتمانی فیلمبرداری شده و لوکیشن خاصی ندارد و تنها ارتباط با بیرون ، تصاویری بود که از پنجره یا بالکن تصویر برداری شده بود و حداقل اینکه من را بعنوان ببینده عصبی کرده بود .

داستان فیلم هم در مورد زوجی که درحال سفر (نه مهاجرت !) به ملبورن استرالیا هستن برای اقامت 3-4 ساله و مدام کاراکتر امیر (پیمان معادی) با همان لحن خاصش در فیلم جدایی نادر درحال صحبت یا توجیه کردن اعمال خودش بود و شخصیت خانمی جوان که مرا یاد سیمین می انداخت درحال گریه و استرس ... و شاید اینکه این فیلم پایانی نخواهد داشت خیلی غیر قابل پیش بینی نبود چون فیلمی که سراسر تحت تاثیر جریان اصغر فرهادی

است نداشتن پایان برایش چیز عجیبی نبود و کاملا قابل توجیه است . کاراکتر سمسار که برای خرید لوازم منزل ایشان به منزل امده بود و پرحرفی هایش هم در عصبی کردن مخاطبین نقش بسزایی داشت . این فیلم همان جدایی نادر است با کمی تغییر یعنی پدربزرگ در فیلم نداریم بجایش مادر بزرگ هست و بچه ی درشکم کسی سقط نشده است و بجایش نوزادی که چند ماهه است فوت کرده است جایگزینش شده و پیمان معادی همان شخصیت خودش را تکرار کرده .

دوستی در پایان فیلم به من گفت کاش اسم فیلم را میگذاشتند جدایی امیر از سیما ! هرچند موضوع طلاق در این فیلم منتفی است ولی در هر حال این اسم خیلی بیشتر با موضع تناسب دارد تا اسم ملبورن که روی فیلم گذاشتند .

منبع : یادداشت های سینمایی

نظرات  (۱۱۹)

این فیلم واقعا ارزش دیدن نداشت ، تنها پیام فیلم این بود که بچه کسی را برای نگهداری نگیرید و بچه را به دمر نخوابانید ممکنه بمیره ، به جای این همه هزینه و به جای اینکه اعصاب من بیننده رو خورد کنن این پیام رو زیرنویس می کردن ، مزخرف بود
پاسخ:
با توجه به نظرات خوانندگان گرامی و توجه ویژه تر به جوایز بین المللی که این فیلم در جشنواره ها کسب کرده است بیش از پیش اعتبار این جشنواره ها زیر سوال می رود !

فهرست جوایز بین المللی این فیلم :
من تا آخر فیلم نتوانستم بنشینم...فیلم من و دوستانم را عصبی کرد..برایم یک جدایی نادر و سیمین بسیار بسیار بی کفایت بود ... و بیشتر اعصاب خورد کن
اسم فیلمو میزاشتن"زنگ"بهتر بود. من نیم ساعت بیشتر دوام نیاوردم. همش تکرار ، زنگ موبایل، ایفن . سوژه دیگری ندارین برای فیلمسازی؟؟؟ شاید راحت ترین را انتخاب میکنید.
به نظر من که خیلی خوب بود. تقلید نبود به نظرم. اصلا یه ماجرای جدا بود.  حالا هر کی هر چیزی میسازه که خوبه که نباید بگیم تقلیده. تازه تقلید اگر مثبت باشه چیزه بدی هم نیست
به نظر منم فیلم خیلی خوب و قوی بود
چه شبیه جدایی باشه چه نباشه، فیلم خوبی بود و خیلی قوی تونسته بود نکاتی مث اینکه بچه رو دمر نخوابوندید و کنارش سیگار نکشید رو به مخاطب القا کنه
فیلمی که یک سوم آن سیگار و دوسوم آن آب بستن بود!
فیلم جالبی بود...داستانی قوی با بازی قوی اقای معادی و خانم جواهریان...فقط اینکه اخر داستان رو باز میذارن یکمی دموده شده

سلام اتفاقا بنظر من خیلی فیلم با ساختاری بود خیلی به نکات ریز توجه شده بود واین نشوندهنده هوش سرشار آقای معادیه اصلا با نظرات دیگران موافق نیستم وبنظر من کسانی که ادعا دارن کپی برداری از فیم جدایی نادر از سیمینه یا اون فیلمو درست ندیدن یا یه مقدار غرایض شخصیشون دخیله..........در این سالها تنها فیلمهایی ارزش دیدن دارن که یه مقدار ذهن تماشاگران رو درگیر نکات ریز خودشون بکنن و مردم رو وادار کنن که یه کم ریز قضایا رو ببینن

۱۰ دی ۹۳ ، ۱۸:۵۶ آرش احدی
واقعا مانی حقیقی و رامبد فکر میکنن بازیگرن؟؟ درسته در اینجا، این فرصت براحتی دستشون اومده، ولی خودشان قضاوت کنن. من که فکر میکنم، معمولیترین کارشناسان حوزه سینما، نمره بازیگری خوبی به اینها ندهند، هرچند که خودشون، سخت اسرار بر بازی دارن. 
فیلم کلا بیخودی شلوغ بود و عصبی کننده و زجر دهنده بود. صداهای زنگهای تلفنها، خیلی زیاد بود. داستان خیلی ضعیفی داشت. 
این فیلم اگه پروژه دانشجویی بود یا کار آماتوری بود، میتونستم بگم که بعنوان اولین کار آماتور، بد نیست. 
بازیگران هم در حد سینمای ایران. اینجا ظاهرا مردم  دوست دارند این سطح بازیگری را. (شخصا معتقدم، خیلی مصنوعی بازی میکنند)
چرا فیلمهای ایرانی، از وسط فیلم تموم میشن؟؟؟این یه  سبکه ؟؟؟؟؟ آخه یعنی چی؟؟؟  نقاشی ابستره را فیلمولیزاسیونش کردن؟؟
من فیلم رو ندیدم هنوز
اما به صراحت و قاطعانه میتونم بگم فیلمی که مانی رهنما و پیمان معادی توش بازی کرده باشه ارزش دیدن نداره. چون تمام لحظات فیلم مادام با استرس و تشنج و ابهام و سردرگمی است که همه ی این حالات به مخاطب بیچاره القاء میشه .
بهرحال امیدوارم ریشه اصغر فرهادی و امثال این آدم از این مملکت هر چه سریعتر کنده بشه .
انشالله .
خیلی متاسفم  که  بی  توجه به وقت  و هزینه مردم  این مزخرفات رو میسازید
آقاى گبرلو تشریف میاره برنامه هفت و توصیه میکنه برید سینما فیلم ببینید، آیا این فیلمه که وقت براش گذاشت، حیف وقت و اعصابمون که خرج کردیم براى این مسخره بازى در یک آپارتمان که محصول ذهن بیمار (نویسنده، کارگردان و ...) بود. عزیز من واقعا توى صنف خودتون خجالت نمیکشید از این آشها که میپزید، شرم آوره. هنرپیشه ها هم که واسه یه لقمه نون هر نقش حضیضى رو قبول میکنن. آقاى گبرلو باید براى اینگونه فیلمها کل داستان فیلمو یا نظرات منفى مخاطبین رو بیشتر پخش کنه تا هیچکس نره این قبیل فیلمها رو ببینه شاید این گروه از کارگردانها و نویسنده ها و تهیه کننده یک فکرى به حال زار تفکرات خودشان بکنند. فقط ایفاى نقش مهم نیست، قبل از همه فیلمنامه، بعدش نقش آفرینى و نور و صدا و صحنه، تکنیک و فیلمبرداى و هزار کوفت و زهرمار دیگه. اعصابمونو تعطیل کردن آخر هفته اى
من و همسرم از سینما تا خونه با کودک درون های حرصی و عصبیمون یک دقیقه با هم دعوا میکردیم و یک دقیقه به نویسنده و کارگردان فحش می دادیم. صد دفعه به خودم گفتم گول بازیگر نخور بورو سینما. کاراکتر ها ضعیف و اهمق بودن و به هیچ وجه نمیشد باهاشون همزاد پنداری کرد. فقط می شد از دستشون حرص خورد.
چررررررت... 
باور کنید هر کی داره از این فیلم خوب میگه از دست اندر کارای ساخت ملبورن بوده،  متاسفم که انقدر سطح شعورمامخاطبین رو ‌‌‌ پایین میدونن که یه همچین فیلمایی رو می سازن واقعا بعد از یه عالمه خشم و صداهای اضافه حس میکنم به شعورم توهین شده نه گول هنرپیشه هاشو بخورین که هنوزم  در تلاشم توجیهی واسه ایفای نقششون پیدا کنم، نه گول جایزه هاشو واقعا برای آقای جاویدی با تمام وجودم متاسفم حیف اسم کارگردان و ایشون بهترین خودشونو واسه کپی کردن سبک کارهای آقای فرهادی کردن اما حتی سر اپسیلون نتونستن....  متاسفم واقعا
نقش پیمان معادی و رفتارش غیرقابل قبول بود، بعیده از یک تحصیل کرده که میخواد بره استرالیا رفتار غیرمنطقی و بچه گانه داشته باشه.
فیلم، استرس زا، سرتاسر در یک محیط بسته چهاردیواری، مشخصا کم هزینه و بدون داستان.
متاسفم که بازیگران خوبی مثل پیمان معادی و نگار جواهران چنین نقش هایی رو پذیرفتند.
۱۶ دی ۹۳ ، ۱۶:۵۲ حسن سنچولی
دوستانی که می گن بده از سلیقع بدشونه 
معلوم می شه خیلی کشورمون بی سواد داره که ادعاشون می شه 
می تونم بپرسم اگه بد بود چرا این همه جایزه توی کشورای مختلف برد 

شما ها عادت کردید به فیلمای ده نمکی 
دوستانی که گیرشون صدا بود به این کار می گن سبک هیچکاکی 
که موسیقی متن نداره با صداهای دیگه بیننده رو میکشونه یا اعصاب نمیذاره 
این فیلم فکر کنم بیشتر شبیه فیلم مرگ و دوشیزه پولانسکی هم هست. البته ساختارش.ولی جدایی نادر از سیمین به نظرم یه روایت دیگست. در کل فیلمی که دچار مفهوم زدگی نیست و فیلم خوبیه.
دوستان محترمی که میگن اگه خوب نبود که این همه جایزه نمی برد
حرفشون درست اما قبول کنید فیلم عامه پسندی نبود شاید دارای ارزش های هنری بالایی بود اما از دید یکسری اهل هنر ، نه عامه مردم !
فقط میتونم بگم وحشتناک بود! 
فیلم رو به زور تحمل می‌کردم! 
اگه بخوام فیلم رو خلاصه کنم میتونم بگم سیگار زنگ تلفن زنگ در صدای سمپاشی! همین 
آقای حسن سنچولی که انگ بی سواد بودن به بقیه می زنید
من هم از این فیلم بدم اومد البته نه به این خاطر که به فیلم های ده نمکی عادت کردم!!!!(اصلا مگه کسی از فیلمی بدش میاد حتما طرفدار ده نمکیه ؟؟؟؟؟!!!!)
به خاطر اینکه این فیلم تقلید کورکورانه ای بود از کارهای فرهادی دقیقا با همون پارامترها
مثلا: شخصیت پدرپیر نادر اینجا شخصیت مادر پیر مرده بچه مرده با جنین مرده و ......
البته یه سری شخصیت جدید هم داشت مثل سمساری که هیچ جای دلم نمی تونم جاش بدم اصلا برای چی اضافه شده بود؟
برای اینکه اعصاب مردم رو خورد کنه ؟
جایزه هایی هم که گرفته بخاطر این بوده که از ته مایه های ناب فیلم های فرهادی دزدی
کرده : واکنش انسان در شرایط سخت
مثلا تو فیلم درباره الی یه سری بچه های تحصیل کرده و به روز به جایی می رسن که رو زن خودشون دست بلند می کنن و صد البته اینجا هم همین اتفاق می افته
خلاصه برادر هر فیلمی که جایزه می بره فیلم خوبی نیست و هر کس که با سلیقه شما همخونی نداشته باشه ده نمکی نیست
خیلی فیلم بی خودی گول اسم فیلم و بازیگراشو نخورید حیف وقت 500تومنم ارزش نداره هیچی خرج نکردن همش تو خونه بدون لوکیشن من نمیدونم چرا اینقد پیمان تو این فیلم دروغ میگه خلاصه که ارزش دیدن نداره

به نظر من فیلم محتوا داشت ومن واقعا از بازی پیمان معادی و نگار جواهریان لذت بردم

بنظرمن با اینکه فیلم هیچ لوکیشنی نداشت ولی چقدر بازی و فیلمنامه جذاب بود که آدمو برای دیدن ادامه فیلم میکشوند و این خیلی هنر بزرگیه که بجای نشون دادن خونه ها وماشینهای آنچنانی محتواست که مهمه
و حمایت مرد از زن برای اینکه امکان داره بچه بخاطر دود سیگار من مرده باشه منو تحت تاثیر قرارداد ،این یعنی عشق
و صداهای فیلم برام خیلی جالب بود درسته کمی عصبی کننده بود ولی این سبکو دوست داشتم
ولی در کل با اینکه موضوع طلاق نبود منم یاد جدایی نادر از سیمین افتادم،شاید بیشتر بخاطر حضور آقای معادی بود
در نهایت به وجود همچین بازیگرایی افتخار میکنم
متاسفم برای سینمای خودمون که میان بهترین سالن سینما هویزه مشهد و اختصاص میدن به این فیلم.
از نظر صدا برداری مزخرف
کارگردانی ضعیف
وقت تلف کردن بود
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ** ******* ******* فیلم به این خوبی
واقعا فیلم ضعیفی بود ، حیف پول و وقتم
متاسفم برای نویسنده ، کارگردان و تهیه کننده فیلم
هر کی بره ببینه واقعا ضرر کرده .
۲۶ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۲ علی دستوری
که چی؟اصلا کی گفته تو بری فیلم بسازی.واقعا فیلم اشغالی بود،کاش شماره ی کارگردان رو داشتم مستقیم بهش میگفتم بیخود کردی این اشغال رو ساختی
خدا لعنتت کنه
به سینما دارن خیانت میکنن
اون مونگولی که میگه خوبه ،میشه بگه کجاش خوبه؟؟
عقب مونده هم کم نداریم تو این مملکت
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
دوس داشتم یقه کارگردانو بگیرم و **** *** ** ** **** **** **
***** ***
فیلم ساخته
به نظر من فیلم خوبی بود با اینکه همش توی یک اپارتمان بود ولی اصلا حس یکنواختی بهت دست نمی داد.منو یاد فیلم اژانس شیشه ای انداخت 
۲۶ دی ۹۳ ، ۲۲:۴۸ We deserve nothing
کاش به اون دوست کم حافظه مى گفتین اسمى که هزار بار تو فیلم صداش مى زدن "سارا" بود نه "سیما" من از فیلم خوشم میاد چون از سینما ایران فیلم آى انتظار دارم  که ماجراش فقط چشم و ابرو هاى سحر قریشى نبااااااااشه!!! 
اینایی که میگن فیلم عالی بود از عوامل فیلم هستن
خدا لعنتتون کنه که به خاطر نظرات غلطتون فیلم یه این کسل کننده ای بی مفهومی وفتمو تلف کردم
 امشب سینما فرهنگ بودم فیلم واقعا افتضاح بود .با شعور بیننده بازی کرده بود و بیشتر مردم وسط فیلم سالن رو ترک کردن...
به هیچ عنوان گول تیزر آنونس این فیلم رو نخورین و هرگز این فیلم رو نبینین
سلام
من هم مثل خیلی از دوستان بقدری در نیم ساعت اول اعصابم بهم ریخت که میخواستم سینما را ترک کنم. 
ولی وقتی بیشتر دقت کردم دیدم نکته فیلم میتونه این باشه که نوزاد مرده نمایانگر بحران ناخواسته ایست که وارد حریم یک خانه ) دیار) میشه ، زن مرد جوان که نماد جوانان این سرزمین هستند بدون اینکه بتوانند مشکل این بحران نا خواسته را حل کنند  با خریدن زمان سعی در ایجاد کاهش اثرات بحران دارند طوری که حتی به پدر بحران هم که خود بحران زده است جرات در میان گذاردن این بحران را ندارند ،حتی این جوانان درد خود را با مادر خود نیز نمیتوانم در میان بگذارند و تمام استرس و آلارم موجود در جامعه را میخواهند با اتکا به دود سیگار تسکین بخشند. 
تا آخر فیلم نیز به این نتیجه میرسند که نمیتوانند بحران ناخواسته را مدیریت نمایند و با گریه و غم بحران را به نسل قبل خود منتقل میکنند و از بافت این جامعه بحرانی با گریه جدا میشوند. 

یکی از بدترین فیلم هایی بود که تا حالا دیده بودم  وقتی از سینما خارج شدم واقعا حس خستگی و بدی رو داشتم نصف از تماشاچی ها وسط فیلم سالن رو ترک کردن. اگر مخاطب تمام این ضعف ها رو درک میکنه و این کار به اصطلاح هنری رو نمیپسنده دلیلش عادت به فیلم های پوچ آقای ده نمکی نیست!!!
فیلم بسیار مزخرفی بود.......
آقای علی دستوری
اولا سلام
دوما چرا به نظر بقیه بی احترامی میکنی؟
شخصیت شما در این حده؟
تازه علاوه بر توهین به نظرشون به خودشون هم میگی منگل؟
لطفا نحوه ی صحیح نظر دادن رو یادبگیرید
ممکنه نظر هر کسی با بقیه فرق داشته باشه.
فکر کنم شما طرفدار حکومت دیکتاتوری هستی که دوس داری نظر همه مثه شما باشه.
لطفا کمی در مورد رفتارتون فکر کنید هم وطن عزیز

خیلی فیلم قشنگی بود.پره پیام بود برای بیننده. فلیم از اول تا آخرش در یک خانه بود ولی اصلا حس تکراری یا حوصله سررفتگی به آدم دست نداد.چه عجب یه فیلمی رفتیم دیدیم توش خیانت و فقر و طلاق و ... نبود.بازی آقای معادی و خانم جواهریان هم خیلی طبیعی بود، حسشونو به آدم انتقال می دادن. در ضمن توی سالن سینمایی که من رفتم هییییچ کس وسط فیلم بلند نشد بره.منم جز عام مردمم نه از دست اندرکاران فیلم.اونایی هم که از واژه "خدا لعنتشون کنه" استفاده کردن خیلی سطح فرهنگ و ادبشون پایینه که از یه فیلم خوششون نیومده فحش می دن!!!!!!

سلام. آن بی ادب هایی که میگن ریشه امثال اصغر فرهادی ها باید از بین بره بدونن که این افراد هستن که ایران رو سربلند میکنند تووی دنیا. من از عوامل فیلم نیستم و واقعا برای مردممون متاسفم با این طرز حرف زدنشون. شک ندارم هرکی بد گفته مجرده که مسایل و استرس های بین زن و شوهر هارو نمیشناسه.      چه عجب فیلمی بود با موضوع جدید. خسته شدیم از بس فیلمها راجع به فقر- زن چادری بدبخت- دختر مورد تجاوز- مرد دو زنه- و.... بودند. فیلم عاااااالی بود.انگار برای خودم اتفاق افتاده بود. بازی زیبای نگار و پیمان هنرمند. عالی بود که این همه جایزه برده.دوستان از دست کسانی که حرفهای زشت زدند ناراحت نشید.بیچاره ها آدمهای سطح پایینی هستن. اینها هستن که ایران اینجوریه دیگه....
شاید موضوع فیلم موضوع مهمی بود اما این خیلی مهمه که چطور و در چه قالبی باید عرضه شه،اصن مشخصه یه فیلم خوب از دید مخاطبی که با انگیزه وقتشو میزاره چیه.نگاه نویسنده و دیگر عوامل مشخصه که همه جانبه نبوده.خیلی جای کار داشت.ضعیف بود.خیلی ضعیف.به حداقل ها بسنده شد.امیدوارم قبل بازی لااقل چند بار فیلمنامه خونده بشه،شاید ....
فیلم جالبی بود.حتی اگر موضوعش باب میل من و شما نباشه، حداقل کاری که کرد این بود که درماندگی و اون حس زوجی که به هر دلیلی دچار مشکل شدند را بخوبی به مخاطب انتقال داد و ناراحتی بسیاری از بیننده ها و اعتراف به عصبی شدنشون شاهدی بر این مسئله هست.فیلمبرداری و زوایای دوربین خوب بود. 
یاد یک مثال توی حوزه ی نقاشی افتادم: نقاشی خوب فقط این نیست که چیز زیبا را بازنمایی کرده باشه..بلکه وقتیکه یک چیز زشت و حتی مشمئز کننده را بخوبی بازنمایی کرده باشه و حس رو انتقال داده باشه، موفقه
من عذر می خوام از بس تند تند نوشتم، اسم "سارا" رو اشتباهاً "سیما" تایپ کردم. لطفاً اصلاحیه مرا قرار دهید.



"ملبورن"، سالهای پیشین "جدایی"...
اغلب نقدهایی که برای این فیلم به اسم "تقلید" می کنند، به نظر تسامحی در بدو امر دارد و پیش داوری شتابزده ای که تا به آخر در فضای نقدها موج می زند.
هدف من نه دفاع بی جهت از نیما جاویدی و یا بازیگران فیلمش است و نه نقد بی هدف و کلیشه ای همیشگی.
از قضا من هم تا حدود زیادی موافق روایت تکراری این فیلم هستم ولی گمان می کنم بجای تقلید، بهتر آن است که از واژه "پیروی" استفاده کنم.
مگر دعوا بر سر واژه هاست؟ من ادعا می کنم تا حدود زیادی پاسخ مثبت است.
پس با واژگانی که از آن خود می کنم می گویم که...
در آغاز، فیلم برایم تقلیدی دست و پا شکسته و بدوی از "جدایی" بود. به خصوص که با حضور پیمان معادی، و این بار به جای لیلا حاتمی، نگار جواهریان، این احساس در من پررنگ ترمی شد.
شخصیت هایی چون مانی حقیقی نیز مرا در فضای داستان های اغلب بی پایان اصغر فرهادی قرار می داد.
اما روند فیلم در لحظه هایی، از آن خود بودن را پیدا می کرد. و در این لحظه های ناب بود که به نظرم کارگردان، خواسته یا ناخواسته، از زیر بیرق "جدایی" بیرون می جهید و باز مثل امواج دریا، به عقب باز می گشت.
تفاوتهایی از قبیل آنکه در لحظه بحران و در طی چیرگی بر آن، اینبار نه تنها امیر، که سارا (نگار جواهریان) هردو در عین اضطراب و تشویش سعی در برداشتن بار این معضل از روی دوش یکدیگر بودند. برخلاف "جدایی" که بحران پیش آمده تنها وسیله ای برای به رخ کشیده فردیت ها به یکدیگر بود. "نادر" و "سیمین" هر چند همدیگر را دوست داشتند، اما ابراز این علاقه را نفی فردیت و اتوریته شخصی خود بر "غیر" می دانستند، در عین حسرت علاقه ورزی از طرف مقابل، نه از روی غرور، که از روی لزوم ابراز "فردیت" یا هویتی که آن ها را از دیگران تمییز می داد، هرچه تمام تر تلاش می کردند تا این خلاء را مستور نگه دارند.
درحالیکه صحنه های متعدد در "ملبورن" حاکی از هجوم بی مهابا و شتابزده "امیر" و "سارا" به سمت معضل بود. هر یک سعی داشتند خود را قربانی آن حادثه یا به قول دوستی "پاشنه آشیل" کنند. تفاوت این دو واکنش و رویکرد را می توان در وضعیت زندگی زوجین در این دو فیلم بهتر و روشن تر مشاهده کرد.
"نادر" و "سیمین" دو زوج اصطلاحاً قدیمی، همراه با یک فرزند در آستانه بلوغ، طعم زندگی را تا حدودی چشیده و درگیر روزمرگی های پا به سن گذاشتگی بوده و فداکاری های خود را -هرچه بود- در نظر خویش، انجام داده اند و حال زمان آن است که محصول آن سالها را برداشت کنند، غافل از آن که بحران یا وضعیت حساس همواره در کمین است و در هر شرایطی میبایست برای کنش ها و واکنشهای "غیر" منتظر و آماده بود.
اما "امیر" و "سارا" زوجی جوان و در تکاپو برای چیدمان هرچه دقیق تر و مهندسی مدرن زندگی هستند که در واقع در عنفوان جوانی و در آستانه بلوغ زندگی مشترک خود می باشند، فرزندی ندارند و حتی از نحوه نگهداری نوزاد نیز مطلع نیستند. بدیهی است که هنگام مواجهه با حادثه، در عین گم کردن دست و پای خویش و از کف دادن مدیریت اوضاع؛ بی مهابا و از روی خامی، سعی در برقرار نگه داشتن اوضاع در شرایطی پیش از رخ دادن آن اتفاق (یا اوچ داستان) خواهند بود؛ هر یک تلاش می کند تقصیر را از دیگری بردارد و حتی روی دوش خود بگذارد.
مقصرها و متهمان می توانند آقای مستوفی (مانی حقیقی)، پرستار نوزاد، مادر نوزاد، و یا حتی خود نوزاد باشند. مهم آن است که این زوج، آمادگی پذیرش قصور احتمالی خود را ندارند؛ نه به خاطر منفعت طلبی (که شاید این دیالوگ "امیر" به ظاهر چنین به ذهن متبادر کند که در درجه اول آنچه مهم است، ما و منفعتهای ما -یعنی سفر به ملبورن- است وقتی که گفت: «چرا ما باید به خاطر لطفی که به کسی کرده ایم، مستحق چنین دردسر بزرگی شویم). اما واضح است که "امیر" این سخن را نه از روی باور دیرینه خویش و اثبات فردیتش در مقابل "دیگری" نمیزند، چرا که هنگام بازدید صاحبخانه از منزل، وقتی که قصد دارد نوزاد را در چمدان پنهان کند، دعوایش با "سارا" او را به خود آورده و بجای آن، نوزاد را به آغوش می گیرد.
یا وقتی نوزاد را به پیرزن می سپارد، از فرط عذاب وجدان و شرمساری از چنین "فردیت" یا ابراز چنین "خود آیینی" ای، گریه کنان تاکسی را از حرکت باز می دارد. این در حالیست که نه "نادر" و نه "سیمین"، حتی بعد از پایان یافتن آن بحران، از "فردیت" خویش در مقابل "دیگری" دست نکشیده و اتفاقاً این بار با آرامش بیشتری این فردیت را در دادگاه و در هنگام نشتن روبروی یکدیگر به رخ می کشند؛ هرچند واضح است که این "ابراز" شاید تلخ ترین اظهار هر دو ایشان بوده باشد.
با این تفسیر می توان گفت "امیر" و "سارا" شاید تداعی گر سالهای گذشته "نادر" و "سیمین" باشند.
وقتی "سارا" از روی لپ تاپ متوجه می شود که احتمالاً نوزاد را او به قتل رسانده، "امیر" با اضطراب و بی تجربگی تنها و تنها سعی در آرام کردن "سارا" دارد، هر چند او پیش تر گفت که: «مقصر تویی که نوزاد رو قبول کردی»، اما این سخن از روی عقیده و برای مبرا کردن خویش ازین ماجرا نبود، این کنش و واکنش های پیاپی، نشان از بی تجربگی و عدم احساس صیانت این دو از "فردیت" خویش در مقابل دیگری دارد. هم اظهار "فردیت" و هم اظهار "تعلق به دیگری" در این زوج، شتابزده و از روی خامی بود.
"امیر" و "سارا" شوکه بودند، اما "نادر" و "سیمین" نه!
در پایان اشاره ای می کنم که چرا بجای "تقلید" فیلم "ملبورن" از "جدایی نادر از سیمین"، بهتر است واژه پیروی را قرار دهیم.
مفهوم "پیروی" را شاید بتوان هدایت شدگی و جهت یابی و حرکت به سمت چیزی با تأسی از ردپاهای موجود دانست، مسلم آن است که آنکه قدم بر می دارد نمی تواند مقلد باشد، چرا که همپایی ندارد، بلکه تنها راهی را که دیگری رفته، ولو قدم به قدم، دنبال می کند. در این دنبال کردن است که از قضا، ساحت قدم گذار از پیرو جدا می شود. پیرو، جای پای خود را برجا می گذارد، ولو قدم برجای قدم های پیشوای خود بگذارد. پیرو، در عین تبعیت از ردپاها، بر وجود خویش که در راهی روشن اما هنوز پیموده نشده است، صحه می گذارد و آن را عیان می سازد.
در تقلید، مقلد به آنچه از آن تقلید می کند لزوما و ضرورتاً آگاهی ندارد، آگاهی از تقلید، خود ناقض تقلید است. اما شرط لازم "پیروی"، آگاهی است. ولو این آگاهی در آستانه و نابخردانه باشد.
در نهایت می توان گفت که "ملبورن" سالهای پیش تر "جدایی " بود. این سخن که "امیر" همان "نادر" و "سیمین" همان "سارا" است، هرچند که مورد مخالفت من بود و هست، چندان از حقیقت دور نیست، اما من فکر می کنم این ارتباط کاملاً برعکس است، "نادر" برای من "امیر" سالهای پیش است که درکنار "سیمینی" که "سارا" یش بوده، برای استحکام پایه های زندگی مشترکشان، درست یا غلط، سعی در خروج ازین مرز و بوم و تجربه زندگی در خارج از کشور را، دوشادوش هم، داشته است. اکنون، یعنی زمان بحران فرا رسیده است و این دو زوج جوان، در عین آنکه گرفتار امواج متلاطم این مصیبت هستند، و باز در عین آنکه هنوز، خود نتوانسته اند شناگران ماهری باشند و خویش را نجات دهند، تلاش می کنند تا "دیگری" را به "خویش" امیدوار سازند و راه نجاتی برای "او" بیابند.
"ملبورن" سالهای گذشته "جدایی" است که از قضا و چه نیک، بعد از آن ظهور کرده است.
پیام فیلم برای مردم ما لازم بود اما اضطراب زیادی به من داد... ما در این برهه به اضطراب نیاز نداریم بلکه فیلمی میخواهیم که به ما یاد بده در شرایط بحران چطور به خودمون مسلط باشیم.. لطفا این فیلم رو بهش کسانی که بچه دارند یا بچه دار نمیشن یا بچه ای رو از دست دادن اصلا توصیه نکنید.. میتونید فیلم رو براشون تعریف کنید اما خودشون نبینن بهتره.
فیلم خوبی بود.پیمان معادی هر جابازی کنن بی نظیر ن. عالیییی بووود 

بسیار بسیار فیلم مزخرفی بود

سلام 
دوست عزیزی که این نقد را نوشتید اگر میخواهید چیزی رو نقد کنید حداقل اونقدر در دیدن اون فیلم دقت نشون بدید که بجای سارا ننویسید سیما اسم نقش زن فیلم سارا بود نه سیما به نظر من کسی که میخواهد فیلمی رو نقد کنه یعنی به خودش  چنین اجازه ای رو میده که به یک کارگردان برچسب کپی برداری بزنه باید اونقدر فیلم رو دیده باشه که حداقل اسم نقش اصلی فیلم رو اشتباه نگه متاسفم 

اولش که سارا فکر می کرد که تو این مرگ نقشی نداره میگفت من وایمیستم یا داریم فرار میکنیم برا چی فرار کنیم  ... اما همین که متوجه شد احتمالا خودش تو مرگ این بچه دست داشته دیگه یه این مسئله به چشم فرار نگاه نمیکنه میگه امیر بریم بریم امیر به من یک چیزی بگو ... این چیزیه که تو زندکی همه ما اتفاق میفته تا وقتی خودتو مبرا از یک مشکل میبینی تصمیم گیریت با وقتی که خودت دلیل مشکلی فرق میکنه

 میخوای که فرار کنی از حقیقت ...

فک کن تموم این اتفاقات از صبح نیفتاده ...

بچه و میذاره پیش همسایشون اما عذاب وجدان داره که یکی دیگه و درگیر این ماجرا میکنه ... شما چه میدونید ته داستان که تموم نشد خودت براش پایان بساز
نمیرن فرودگاه برمیگردن
بچهه خوب میشه ...
میگیرنشون ...

بعضیا چقد راخت نظر میدن راجب فیلم ... تنها نکته آموزندش فقط این بود که بچه و دمر نخوابونین !!! خو این که یه تبلیغ کافیشه !!! دبگه نیازی به فیلم نبود ... اونم همچین فیلمی ...


صدای زنگ تلفن یا در هم کاملا مناسب جو فیلم بود ...
حسی که میخواست و کاملا القا میکرد... خیلی خوب میتونستی خودتو جاشون بذاری ...


فکر می کنم سلیقه جمعی بین هم وطنانم بسییار ضعیف است ... به این نوع فیلم ها بها نمی دهیم ولی تا دلمان بخواهد اراجیف گویی و لوده گری را در فیلم ها دوست داریم ..... اگر اینها هنرپیشه نباشند مثلا کی هنر پیشس؟؟؟ کسایی که فقط خودشونن و میان جلوی دوربین دیالوگ می خونن؟؟؟ خواهشا سلیقتون رو کمی بالا ببرید ... سلیقمون از نوع موزیک کشورمون ... نوع لباس های پشت ویترین ... نوع دکور برنامه های تلویزیونیمون و دکور منازلمون بیان کننده همه چیز است .... خواهشا سطح خودمونو بالا ببریم ....
خیلی فیلم بدی بود بعد از کلی وقت رفتم سینما ولی بس که فیلم افتضاح بود وسطش اومدم بیرون
به نظر من این فیلم عشق و اعتماد بین یه زوج رو در بحرانیترین شرایط زندگی نشون میده...همه فیلم یه طرف و لحظاتی که امیر نگران سارا است و با همه وجود ازش حمایت میکنه و یا بالعکس سارا با وجود همه اون فشار و استرس وقتی بچه بغل امیر هست و تلفن صاحبخونه زنگ میزنه و بچه عکس العملی نشون نمیده سعی میکنه بچه رو بگیره و فضا رو طبیعی کنه...اینها همه نشونه عشق و اعتمادیه که بین یه زوج وجود داره حتی اگه به قیمت دروغ گفتن به بقیه باشه..حتی اگه باعث آزار و آسیب رسوندن به بقیه باشه حاضر نیستن همدیگه رو متهم کنن و یا تزلزلشون باعث بشه که به هم آسیب برسونن...
شاید فیلم مثل فیلمهای فرهادی بوده اما اوج این فیلم بنظرم نشون دادن یه عشق قوی و عمیق بود که با وجود همه ی مشکلات وحشتناک و غیرقابل حل زندگی همدیگه رو رها نکردن و باهم بودن...
درکل فیلم خوبی بود..
چرا از فیلم به این بدی تعریف بیخود میکنید
فیلم عالی بود و واقعا ارزش دیدن داشت فقط بیننده باید درک لازم رو داشته باشه و تنها دنبال گذروندن وقت با نگاه کردن فیلمای کمدی و بی مفهوم نباشه
بازی ها فوق العاده بودن و اون صدا ها و استرسی که همه ازش میگن اتفاقا یکی از جنبه های مثبت فیلم بود چون حسو به خوبی منتقل میکرد و بیننده رو به درک و حس  شرایط و استرس حاکم کمک میکرد.
شباهت هایی هم که با جدایی داره اصلا ازار دهنده و منفی نیست.
در کل خسته نباشن و افرین
خیلی بد بود. روند فیلم کند بود و خسته کننده. تنها نکته این بود که بچه کسی رو نگیرید این رو میتونستن تو فیلم 10 دقیقه ای آموزش بدن
افتضاااااااااح بود افتضااااااح حال بهم زن
در یک کلمه افتضاح
مزخرفففففففففففففففففففففففففففففففففف، فاجعخهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

فیلم کاملا سیاسی بود و مثل همون جدایی نادر از سیمین چند لایه بود

حالا کی صدای منتقدین سیاسی در بیاد...!

در ضمن اسم زن امیر سارا بود نه سیما!

بازی نگار جواهریان دیگه تکراری شده.خصوصا نفس نفس زدنش که حال منو بهم میزد

رفتارای پیمان معادی هم بچگانه و نا معقول بود ولی در کل نوع فیلمنامه جدید بود و به نظر من اینکه فقط یک لوکیشن داشت بدنبود.برای من قابل تحمل بود.
اما بازم میگم نگار جواهریان دیگه کاراش تکراری شده
فیلم بسیار افتضاحی بود اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت 

به نظرتون فیلم پایان نداشت ،اینکه انقد پایانش روشن بود ؟

سلام
فیلم خیلی پیام سطحی وکم عمقی داشت 
کم هزینه وبدون دیالوگ های قوی بودوبه خصوص درفضای بسته بودنش هرچندجدیدبودامااسترس زابود!
۰۲ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۲۱ مسعود شاکری
سلام دوستان من حاضرم پول بلیط این فیلم رو بهم پس بدن برم 5 تا فیلم دیگه رو با دوبرابر قیمت ببینم تنها آرزویی که موقع دیدن فیلم داشتم این بود که یا شماره موبایل اونا یا تلفن اون خونه رو داشتم زنگ میزدم میگفتم اون پریز تلفونو بکشید !!!!!!!!!!!!!  زنگ در خونه و دزدگیر ماشین بماند.
خوشحالم که 10 اول فیلم پا شدم اومدم بیرون ،یعنی فیلم از اولش معلوم بود چقدر اعصاب خوردیه 
الان مدتهاست که تکلیف مخاطبین پست و سطحی سینما کاملا روشنه و آنان هستند که سبب شکل گیری فیلمهای سخفیف و بی آبرو در سینمای ایران شده اند . همان طور که در نظرات دیده شد آثار ارزشمند سینمایی مانند ملبورن چنان مورد تندی و شماتت قرار می گیرند که فیلمسازان برای جلب رضایت مخاطبین پرتعداد فرو مایه و راحت طلب دست به ساخت آثار سخیف و ابلهانه و سرراست مانند .... ولش کن اسم نمی برم که برای آدمای کم ظرفیت تبلیغ بشه . به هر حال متاسفم برای این سینما و بیشتر برای مخاطبین این سینما که کمترین بهره را از محتویات مغذی خود می برند. واقعا ملبورن فیلم خوبی بود.
میشه بگین آخر فیلم چی میشه من مجبور شدم آخرش برم بیرون
جالبه ک دوستایی ک این کامنتا رو گذاشتن و انقد فاضلانه ب این فیلم گیر دادن، خودشون هنوز انقد سواد ندارن ک بدونن غرایز درسته نه غرایض و یا احمق درسته نه اهمق. ماهایی ک سواد خوندن و نوشتن نداریم، لااقل انقد ادعا نکنیم. بعدشم، مگ کارگردان 1فیلم هنری، بابابرقیه ک ما تو فیلمش دنبال پیامهای ایمنی و آموزشی میگردیم. ینی چی که فیلمش هیچ پیامی نداشت جز اینکه بچه رو نباید دمر خوابوند. انصافا حق ماهاست که بهنوش بختیاری و الناز شاکردوست و این پسره تتلو خودشونو هنرمندای ما بدونن ما لیاقتمون فیلم اخراجی هاست. خلایق، هر چه لایق..
اونی که گفت مانی حقیقی بازیگرههههه؟؟!!! باید بهش گفت اخه تو اینقد سواد داری که یکی مثل مانی حقیقی رو نقد کنی؟!! تو اگه خودت یک اپسیلون از هنر مانی حقیقی رو داشتی که الان اینجا نبودی ، در ضمن شماها که یه فیلمو نمیفهمید مجبور نیستید بهش انگ بچسبونید یا حتی نقد کنید چون تو جایگاهی نیستید که بخواید راجع به مسایل تا این حد تخصصی نظر بدید ، چون شرط اول سواد خواندن نوشتنه و املای درست کلمات که متاسفانه حضراتی که سعی میکنن با کلمه های قلمبه که معنیشم نمیدونن فیلمو به چالش بکشن در حالی که تو نوشتن ساده ترین کلماتم عاجزن . دوست عزیزی که رامبد جوان و مانی حقیقی رو زیر سوال میبری نظرت رو بنویس رو کاغذ بنداز سلط زباله چون کوچیکتر از اونی هستس که بخوای این دو تا ابر مردو به چالش بکشونی ، اره مانی حقیقی بازیگر نیست ، سید جواد هاشمی و شریفی نیا بازیگرن این اقایون از سینما چیزی نمیدونن سلحشور و ده نمکی و دارو دستش اسطوره تشریف دارن ، ملبورن و جدایی فیلمای مزخرفی هستن جاش اخراجی ها و معراجی ها و .... فیلمن ، امثال اصغر فرهادی نباید رسشش بخشکه این زبون نفهمای بیسواده لمپنی عین شما هاس که باید ریشتون بخشکه چون هیچی نمیفهمین فقط سرو الودگی صوتی ایجاد میکنید ، به خدا اگه شما ها و امثال شما ساکت باشید و تو اموری که ازش سر در نمیارید کسی یهتون نمیگه لالل . راستی شما که میخواین به این فیلم القا کنید که تقلیده؛ کجای این فیلم تقلیده ؟!! اون یه تم داره این یه تم دیگه !!!شما قشنگ معلومه خودت هیچی از فیلم جدایی نادر از سیمین نفهمیدی هروقت فهمیدیش اونوقت قیاس مع الفارق بکن .فیلم خیلی خوبیه تا بینندش کی باشه ، این مهمه .... کشوری که از یه طرف از اصغر فرهادی به خاطر برنده شدن اسکار انتقاد کنه از طرف دیگه خودش فیلم وحمد رسو الله رو واسه اسکار کنار بذاره و سراسر تناقض باشه معلومه که پذیرای چنین فیلمایی نباشه ...
الان بپذیریم که این نقد بود و نه غرغر؟
اصلاً قرار دادن علامت تعجب توی پرانتز، می تونه تو یه نقد حرفه ای دیده شه؟
به نظر من یه آدم غرغروی بی اعصاب، از اینا که به زمین و زمان فحش می دن رفته سینما، اونجا هم اعصاب نداشته، بعدشم که چیزی که این بالا هست رو نوشته اعصاب نداشته، و همین جوری بافته به هم و خوش شانسی ش این بوده که وبسایتی دنبال یه نقد منفی بوده و گیر نیاورده و اینو ول داده اینجا و مردمم همون قدر که حوصله ی خوندن "نقد" ندارن، عاشق جنجال و جدلن.
خلاصه در و تخته و همه ی چیزای دیگه به هم ساخته.
از نظر من ملبورن پر از جزئیات خیلی باارزش بود. اصلاً استفاده از مامور سرشماری همون اول فیلم گوشیو دست مخاطبای واقعی ش می داد.
دیگه این که آقایون و خانومایی که می گن پیام فیلم سطحی بود، بهتره بگن اون پیامی که ما از فیلم برداشت کردیم سطحی بود. خب بله. چرا نباشه. اصلاً سوال اصلی اینه که شما چرا پاشدین رفتین ملبوره؟ تا توفیق اجباری و عروس خوش قدم و اینا همیشه تو سینماها هستن.
من خودم بعد از این که برگشتم خونه تازه فهمیدم چه استعاره ی قشنگی از "مسئولیت" و نسل اول و دوم و سوم انقلاب تو فیلم بوده. دلم سوخت برای کارگردان که مجبور بوده فیلمشو تو ایران بسازه که مخاطب بدون این که واقن بدونه چرا اومده سینما، میاد سینما، فیلمی که مناسبش نیست رو انتخاب می کنه، بعدم می ره غر می زنه!
سلام 
من نه از عوامل فیلمم که طرفداری کنم نه ادم بی سلیقه ای هستم ولی از محتوای فیلم و بازیها بسیار لذت بردم.در ضمن برداشت من از صدای زنگ در و تلفن وسمسار و ادم هایی که مقطعی به اپارتمان وارد میشدن اینه که وقتی ادم تو دردسر بزرگی میفته اتفاقات و صداهای معمول و ادم هایی همیشه باهاش در رفت و امدن براش به صورت عجیبی باعث مزاحمت و بهم خوردن ارامشش میشن که تو این فیلم به خوبی نمایش داده شدن البته باید بگم فضای فیلم از جدایی نادر هم تاثیر زیادی گرفته بود.
دوستی در پایان فیلم به من گفت کاش اسم فیلم را میگذاشتند جدایی امیر از سیما !

برای نقد یک فیلم بارها باید فیلم رو دید شما حتی اسم کاراکترها رو درست نمی دونید سارا نه سیما!!!!
در اینکه فیلم خوبی نبود شکی نیست اما نقد شما هم خیلی جالب نبود
اولا نقدتون بسیار غیرمنصفانه بود، دوما معلومه دوستتون اصلا فیلم رو ندیده، و فقط یه چیزایی در موردش شنیده چون اون سارا بود نه سیما
بهرحال به نظر من عالی بود، واسه صداهای مزاحم و سمسار هم باید بگم انگار این چیزها رو عمدا گذاشتن تا بیننده عصبی بشه و دقیق بتونه حال اون زوج رو متوجه بشه، فرض کنین این چیزا نبود، مطمئنا همه به امیر و سارا بد و بیراه میگفتن. خود من با همه این چیزا بهشون حق دادم که این اتفاق بشدت ناخواسته بود و اونا گناهی نداشتن، ما هم جای اونا بودیم همین کارو میکردیم اونم تو شرایطی که پدر و مادر بچه سر بچشون دعوا داشتن
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۵۲ کاپیتان مسعود ص.
سلام خدمت همگی
خدا را گواه میگیرم تمام سعی من آن است که جانب انصاف را بگیرم. اما واقعا فیلم کسالت آور فیلم استرس زا فیلم ضد فیلم. حالا به هر دلیل جوایزی نیز نصیب فیلم شده شاید دوستان خارج نشین با ادبیات و فرهنگ ما بیگانه باشند. چقدر شخصیت امیر شبیه نادر فیلم جدایی نادر از ...بماند اما اگر حمل بر توهین نباشد خود عوامل تولید از دیدن این فیلم یا محصول خسته یا عصبی نشده اند؟!! شاید سیگار کشیدن پی در پی امیر به همین دلیل باشد!! من فقط در پایان میتونم بگم این فیلم یک اثر به شدت نا فاخر و بیننده از سالن سینما فرار بده چیزی نیست. هرچند این روزها هر چقدر فیلم بد فهم تر باشد هنری تر است برای عده ای اما یک قصه ساده و غیر واقعی خسته کننده و احتمالا تبلیغاتی از نوع مثبت یا منفی نباشد. 
در انتها برای فیلم ساز آرزو دارم در آینده بهتر بدرخشد 
این فیلم اصلا و ابدا شبیه جدایی نادر از سیمین نبود...و شخصیت امیر با نادر کاملا فرق میکرد و این رو میتونید موقعی کاملا متوجه بشید که امیر میخواست مادرش رو ول کنه اما نادر پیش پدرش موند و از ایران نرفت...من راستش وقتی نظرات رو خوندم واقعا ترسیدم اما بعد از دیدن فیلم به این نتیجه رسیدم که اصلا نباید به نظرات کاربرای دیگه درباره ی دیدن یا ندیدن فیلم اهمیت داد...و اینکه آدما با همدیگه متفاوتن و عکس العمل هرآدمی در مقابل  یه موضوع با یه آدم دیگه کاملا متفاوته...در طول فیلم از خودم میپرسیدم اگه من جای اینا بودم چیکار میکردم...و این نشون میداد بازی بازیگرا به حدی قوی بوده که آدم خودش رو تو اون موقعیت قرار میده...در هر صورت از نظر خودم حداقل یک بار ارزش دیدن داشت...
به نظر من شما موقع دیدن فیلم عصبی بودید! هی تکرار کردید بیننده را عصبی می کرد!
این فیلم پیام و حرف دیگری داشت: انتخاب کردن!
انتخاب مواجه با عواقب کاری که ناخواسته مسبب آن بودیم یا فرار از مسوولیت. بیشتر شبیه به فیلم flight بود تا جدایی!
تنها ایراد فیلم روند کند آن بر خلاف فضای پر اضطراب بود.مثلا بجای عجله در جمع کردن وسایل که حس فرار از مسولیت رو القا کنه، هرکس گوشه ای می ایستاد و لختی و سکوت در فیلم پیش می اومد.
در کل فیلم خوبی بود
این فیلم بنظرم عالی بود ... اتفاقی که ممکنه واسه هرکسی پیش بیاد ... چرا نباید از فیلم ها درس عبرت بگیریم ... هیچ چیز اعصاب خورد کنی وجود نداشت .. اما استرس ، مرگ نوزاد و ... همه چیز قابل توجه بود .... کمترین چیزی که یاد گرفتم رفتارم با طرف مقابلم در سختی هاست ... اینکه با هم چطور از پس مشکلات بر میایم نه شونه خالی کردن ... بنظرم فیلم خوبی بود ... ارزش دیدن داشت و خسته نباشید میگم به دست اندر کاران این فیلم سینمایی
به نظر من و شوهرم که عالی بود. ممنون از کارگردان محترم . من خوشحالم که در ایران بازیگرانی قوی مثل آقای معادی و خانم جواهریان داریم. ما تقریبا تمام فیلم ها رو میبینیم و از ملبورن خیلی راضی بودیم.
فیلم منو بسیار به هم ریخت کلی استرس ودلهره به من وارد کرد تعبیر من اینه مثل بچه ای که از لولو میترسونن این فیلم مامانهایی که با بچه کوچیک در حال جدایی واختلافن رو ترسوند.
فیلم  خوبی بود ولی میتونست بهتر باشه اگه پایانشو معلوم میکردیت که چی میشه تا اینکه خودمون بخوایم حدس بزنیم .  ولی ای کاش جور دیگه تموم میشد 
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۶ مهندس میثم
با کمترین هزینه تو یه اپارتمان و با کمترین زحمت در فیلمنامه کپی شده و حتی تغییر کاراکتر بازیگران ! حیف وقت و حیف پول و حیف اعصاب به معنی واقعی کلمه و توهین به شعور مخاطبی که فیلم میبیند !!!
خیلی بیخود وپراسترس وعصبی کننده بود
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۰ علیرضا زمانی
قبل ها عادت داشتیم به دیدن فیلم بی محتوا و کم ارزش که اواسط فیلم هم راضی میشدیم از خیر بلیط بگذریم و حداقل وقتمون و هدر ندیم ... ظاهرا کارگردان عزیز این فیلم بیشتر از اینها از مخاطب طلب داشتند که وقت و پول براشون کفایت نمیکرد و باید حتما با اعصاب و روان مخاطب هم بازی میکردند .به جرات بدترین فیلمی بود که تو زندگیم دیده بودم .داستان روایت عجیب و غیر قابل باوری داره و با هر عملی از سمت بازیگر شما بیشتر تعجب میکنین که خوب چرا اینقدر این قضیه داره پیچیده تر میشه ...به شدت غیر قابل باور و توهین آمیز به شعور مخاطب
این ک نذاشت اورژانس بیاد بالا مزخرف ترین بخشش بود. شاید بچه احیا میشد یا حتی اگه نمیشد علت مرگ و زمان مرگ مشخص میشد. من جای کارگردان بودم با این همه تنشی ک ب مخاطب وارد کردم پایان قشنگی برای فیلم میداشتم جبران شه. مثلا بچه زنده میشد. ب نظرم اینجور فیلم های ب قول خودشون صرفا هنری نباید بیاد رو پرده سینما. در حد نمایش جشنواره ای و مسابقه ای بمونه حالشو ببره. مخاطب عام باید راضی باشه. چون همیشه حق با مشتریست.
من خیلی عصبی شدم و تنها چیزی که به من القا شد این بود که بچه مردم و نگیرمً واقعا الان عصبی هستم صدای زنگ تلفن موبایل خونه.....واااای. اگه قراره با فیلم سازی فرهنگ سازی بشه این درست نیست آدم تو چنین شرایطی فرار کنه و بره حداقلش و انسانی ترش این بود که یکی دیگه (همسایه پیر) وارد قضیه نمی شد. بچه رو می دادن پدرش می گفتن خوابیده از کجا می فهمید یا به همون تینا خانم. چطور با این عذاب وجدان می خواستن زندگی کنند دو نَفَر آدم تحصیلکرده بودن اینقدر جنایتکارانه رفتار کردند که انگار بالفطرة این کاره بودند و در پایان فقط أمیر گریه کرد چطور سارا به عنوان یک زن هیچ اشکی نریخت. چطور ی سمسار که می أد خونه گیر می ده چرا بچه شما با صدای موبایل بیدار نمی شه چه بچه أرومی!!!!!در حالی که می تونست بگه ببخشید بچه خوابیده صدای زنگ بیدارش نکنه ی وقت. یا پسر بچه کوچیک چه گیر غیرطبیعی به نمی نی داده بود. به نظر من تقلید بود از فیلم های اصغر فرهادی، و اینکه اون کأسه آش کی خورد؟
فیلمسازان ایرانی گند این پایان باز  در آوردن دیگه....
ته این فیلم فقط میشه گفت خب که چی؟ یعنی کسی نمیدونه بچه رو دمر بخوابونی خفه میشه.......؟
آموزنده بود
واقعا چقدر بعضی ها بی انصاف اند....تازگی فیلم هایی خریدیم به معنای واقعی افتضاح.یعنی پوچ بودن مجبور میشدیم از وسط فیلم پا بشیم.ولی این فیلم با اینکه استرس اور بودولی از حق نگذریم خوب بود.خیلی درک از هنر شاید ندارید.به هر حال داورانی که کارشون اینه به این فیلم جایزه هایی اختصاص دادن.
به بعضی ها باید بگی چند میگیری کار نکنی این فیلم و دست اندارکارانش هم از همین قبیل هست. من حاظرم هزینه زندگی دوستان رو بپردازم از این مزخرفات تولید نکن واسه یه لقمه نون.
از دید من فیلم خوبی بود صداهای مزاحم رو دوست داشتم رفتارها در بحران و تناقضهای رفتاری افراد در شرایط حاد از طرفی اتهام زدن ها به افراد دیگر و متهم کردن دیگران برای  سر باز زنی از یک حادثه و در انتهای فیلم همان کاری را میکنند که به پرستار بچه اتهام زده بودند و دقیقا خودشان شدند آدم بد خیالی که از استرس برای خودشان ساخته بودند بنظرم این بهترین نکته فیلم بود
نمیتونم بگم فیلم خوب یا بدی بود ولی همینو میدونم من که مشکل حمله اضطرابی دارم مجبور شدم قرص بخورم. خودم و کاملا تو اون جریان میدیدم .
خیلی حال بدی بود. بدترین صحنه ای که یه انسان میتونه تو زندگیش ببینه مردن یه بچه ست فکر میکنم
درود.به نظر من این فیلم با موضوعی کاملا" ساده به تصویر کشیده شده.که خیلی نمیتونه جذاب باشه.یکی از اشکالاتی(یکی از اشکالات) که میشه گرفت این هست که بعد فوت نوزاد پیمان معادی و نگار جواهریان وقتی متوجه این موضوع بسیار مهم میشوند با عکس العملی بسیار معمولی و بدون هیچ هیجان و اضظرابی شروع به بحث میکنند به صورت کاملا" مصنوعی.گویی از این موضوع ساعت ها است که میگذرد و الان به آرامش نسبی رسیده اند.که این شکل از بازی و داستان در ابتدای فیلم بسیار زیاد تو ذوق بیننده میزند.
البته با شناختی که همه از بازی آقای معادی و خانم جواهریان داریم میشه این اشکال بزرگ را به موضوع یا کارگردان نسبت داد.
با کمال احترام به دست اندرکاران تهیه این فیلم.(این نظر یک بیننده فیلم است. همین و همین)
چاره ای نداریم بجز متأسف شدن برای کسانی که سواد تحلیل تخصصی چیزی روندارن و نظر میدن. البته این قارچ سمی، به وضوح همه ی جامعه رو گرفته. مگه شما کارشناسین؟ میگن صدای زنگ و تلفن، ما رو عصبی کرد! خب پدرجان وظیفه ی این داستان این بوده که فضای متشنج برای مخاطبش ایجاد کنه تا حرفشو بزنه. شما برو لرر ـ هاردی ببین که خوشت بیاد. میگه همش سیگار کشید! عزیزم این سیگار کشیدن ها، توی داستان، برنامه داشته؛ احتمال خفگی بچه، یکیش همین بوده. یه عالمه سیگار کشیدن رو نشون داده، نه عصبیتشو فهمیدی نه احتمال خفگیشو؛ اگه فقط یه بار نشون میداد می خواستی چی کار کنی؟ میگه آخر فیلم تموم نشد! خب وقتی شما پایان و پیام فیلم و نگرفتی، یعنی با دنیای لذتبخشِ نشانه شناسی و کشف و ... بیگانه ای. خب اشکالی هم نداره! هر کسی یه جوریه! اما نیایم بگیم فیلم به درد نمیخورد. حتی اگر هم فیلم شبیه جدایی باشه (که نیست)، اشکالی نداره. در رویکردهای بیانی هنر، میشه یه دستمایه رو به صور گوناگون بیان کرد که (برای اهلش) جذاب باشه و این خودش از مصادیق نوآوریه. اگرچه فیلم ضعف هایی هم داره؛ اما نظر دادن راجع به چیزای تخصصی، مایه و نظریه و تکنیک و تاریخ دونستن میخواد نه فقط قوه ی ایراد گیری. در ضمن من از خاصه خلاصه های عوامل فیلم نیستم؛ بدونین که اذیت نشین.  زحمتی میکشم از ... که مپرس!
اولین نقد بر ما اینه که هنوز یاد نگرفتیم کلام،نظر و نقد دیگران رو بشنویم بدون اینکه به کسی توهین کنیم . 
فیلم از ساختار خوبی برخوردار بود اصول داستان رعایت شده بود اما این بدان معنا نیست که فیلم از ضعف هایی نداشته باشه . از نقاط قدرت این فیلم صداها بودن که میشنیدیم  حس استرس و درک شرایط را برایمان بوجود میاورد .. بازیها در سکانسهایی قوی و در بعضی سکانسا بسیار افت داشتند برای همین بازی از تعادل خوبی برخوردار نبود .. نکته ای قابل ذکر و مهم در این فیلم این بود که با روشی بسیار آماتوری علت مرگ بچه را بازگو کرد و فیلم رو از زیبایی انداخت درحقیقت با اطلاعاتی که از اینترنت در مورد مرگ بچه سرچ کرد مخاطب خودشو به گونه ای کوچک شمرد و کل کار را تبدیل کرد به یک فیلم تبلیغاتی .. پایان باز برای اینکار کاملا حدث زده میشد و بجا بود.. از نقاط مثبت فیلم لوکیشن محدود و کشش محتوایی در ان بود که کارگردان به خوبی مخاطب رو تا آخر فیلم نگه داشت .. 
به نظرم نویسنده (کارگردان) سلیقه شخصی خودش رو اعمال کرده و ما حق نداریم بگیم چرا اینجوری شد یا اونجوری. چون شخصیت پردازی کامل هست. اول میگی خب بذار اورژانس بیاد بالا یا از اول راستش رو بگو. ولی شخصیت امیر با اینکه فردی تحصیلکرده است میخواد با پنهان کاری و کمی دروغ، بهترین تصمیم رو بگیره. یا اینکه سارا اول میگه فرار نکنیم ولی وقتی خودش رو مقصر میدونه، چون قوی نیست جا خالی میکنه. شاید اگه من بودم وایمیستادم و میگفتم که من اشتباه کردم و .... ولی شخصیت من اینطوریه. طرز فکر من با سارا فرق میکنه. فیلمنامه خوب بود. چون شخصیت پردازی درست انجام شده بود. بازی ها شاید یکم تکراری بود. گریم متاسفانه خوب نبود. صداها، شخصیت های دیگه داستان کاملا فکر شده بود. فقط اینکه آخرش شونه خالی کردن، یکم نکته منفیه. با اینکه به کسی سپردن که مدیریت بحران بهتری از اونا داره. ولی پیام بدی به مخاطب میده که اگه مرتکب اشتباهی هم شدی، هرچند غیر عمد، میتونی به راحتی فرار کنی. :|
در یک جمله بگم مزخرف ترین فیلمی بود که تا به حال دیدم!!
هی آقایی که میایی میگی با دیدن این فیلم به شعورمون توهین شده،خو تو اگه شعور داشتی که نمیومدی به کارگردان فیلمو وکسایی که از فیلم تعریف کردن بی احترامی کنی،خوشم میاد کسایی دم از شعور میزنن که خودشون شعور یه نقدو ندارن
سلام. به نظر منم سوژه جالبی بود و از اون مهمتر اینکه پایان غیرقابل پیش بینی ای داشت. برای من اونقدر جذابیت داشت که تا آخر فیلم دنبالش کنم.
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۵:۴۵ الهه قاسمی
سلام .به نظرم عزاداری ها ویای چیزی مربوط به زمان امام علی روزیرسوال بردن وتاثیربدی هم درناخوداگاه کسانیکه فیلم روبدون اگاهی دیدن میذاره....به نخل توی کاشی توی دستشویی وآشپزخانه نگاه کنید..به قطع شدن آب وقتی شیربچه روخالی میکنن توسینک بعدبادست جمعش میکنن به اینکه میخوان بگن به جای گریه زاری برین ببینین اصل تاریخ چی بوده ..وخیلی نکات ریزدیگه ..انقدرداستانهای بی سروته روساده نبینیدوکمی تحلیل های جناب حسن عباسی واستادراعفی(همزه)پوررودرموردفیلم هاونقدشون گوش کنید........حتی درفیلم بی سروته ظاهریه خانم مهنازافشاربه نام  ازطهران تابهشت که اوایل ازدواجشون بودمن نقدکردم باخودم که همسرشون بازداشت میشن وده ماه بعدازاین فیلم هم همین شد...مطمانم اگرتحلیلهای اساتیدیکه نام بردم روگوش کنیددیدتون بازمیشه وخودتون میتونیدبفهمیدداستان چیه....واقعاانقدرسطحی نیست که کل موضوع این فیلم این باشه که بچه رودمرنخوابونید..مثل این میمونه فیلم بسازن راجع به اینکه توافتاب نشینیدزیادخون دماغ میشید.............یاعلی مدد.
فقط تونستم نیم ساعت از فیلمو تحمل کنم.واقعا برام جالبه که به این فیلمنامه احمقانه که رفتار شهصیتهاش از بس غیرقابل فهمه و حرص درآره جایزه میدن.
هنوز بعد از گذشتن نیم ساعت از خاموس کردن تلویزیون اعصابم آروم نشده.از این فیلم میشه برای شکنجه و اعتراف گیری از جانیان استفاده کرد
 بهترین بازیگر فیلم همون نوزاده بووود ...
کل فیلم توی ی خونه با صدای زنگ تلفن و موبایل و ی عروسک نوزاد بود متاسفم که وقتم رو گذاشتم و این فیلم بی محتوا رو تماشا کردم تنها حرفش این بود که بچه رو دمر نخوابانید این پیام که دیگر نیازی به فیلم سازی نداشت خیلی مسخره بود.
واقعا که .؟ این سینمای ایران به هیچ جا نمی رسه، !  آخه نویسنده  تو چقدر فکر کردی تا این  فیلمنامه  را بنویسی؟کارگردان  ، خیلی  بی فکری  ،! یعنی همه  تخیل شما آخر ش  همینه ؟ شما فکر کردی حالا که جدایی نادر از سیمین جایزه گرفت اول شما هم میتونی  بت کمی تغییر آن  جایزه را بگیری؟ بابا  دستخوش... دوم مردم یعنی نظر شون  اهمیت نداره  دیگه از این مسخره بازیها دست بردارید فیلم بطور کامل افتضاح بود
فیلم زیبایی بود..از این سبکهایی بود که من از دیدنش سیر نمیشم..هم بازیگرانش و هم موضوعش عالی بود...فیلم باید با روح و روان بازی کنه...متاسفام واسه اونایی که انقدر راحت بی احترامی میکنن..میتونستن محترمانه نظر بدن..
اظهار نظرات شما در جای خودش خیلی جالب است
شاید برداشت شما اینگونه است و دقیقا هم همین است احتمالا شما حتی قبل از دیدن فیلم هم دچار یک برداشت متناسب با حرف دیگران بودید و بعد از دیدن فیلم هم در ادامه برداشت های خود شروع به نوشتن کردید
این فیلم اصلا ماجرایش به جدایی نادر از سیمین ارتباط نداشت چرا؟چون اصل ماجرا چیز دیگری بود فقط شباهت در این بود که سکانس ها همانند جدایی نادر از سمین بلند و ادامه دار بود که این هم میتوان در فیلم های امروزی در ایران که به نظر رو بورس هم هست پی برد همانند فیلم فوق العاده فروشنده ! که اصل ماجرا فرق داشت ولی تریپ کاری همانگونه است که البته شاهکاریست از ستاره اضغر فرهادی !!!
در مورد نکاتی که گفتید رو اعصاب شما و بینند ست ، نظر فوق العاده جالبی بود و من اگر کارگردان فیلم بودم دقیقا مد نظرم همین بود چون ماجرای فیلم به گونه ست که باید حس استرس رو به بیننده انتقال بدهد تا بتواند خود را در ماجرا شریک کند و درک...
و البته باید عرض شود فیلم ، در حد یک فیلم عالی نبود ولی خوب بود.چرا عالی نیود ؟ از نظر من شاید به خاطر ساده بودن اصل ماجرا ، اینکه بچه و ماجرا های خودش باشد و نکته دیگر ژرف دادن روی سیگار کشیدن پیمان بود که بعضی جاها شاید بی دلیل و بازی باسیگار بود.
همین ولی توقع این بود اگر انتقادی سهت جامع و دقیق تر و ریز بین تر باشد

افتضاح
واقعا فیلم قشنگ و تاثیرگزاری بود. واقعا متاسفم واس مردم ایران که فیلمای پرمحتوایی مثل ملبورن رو نمیفهمن. همه چیز فیلم عالی بود. بحدی بازی ها طبیعی بود که خودمو توی فیلم میدیدم و فیلم بهیچ عنوان کسل کننده نبود. موضوع فیلم هم جدید بود و اطلاعاتی که راجبه مرگ نوزاد در اختیار گذاشت من شخصا نمیدونستم و این اطلاعات اموزنده هرگز از ذهنم پاک نمیشه. در مورد صداها اتفاقا نکته ی مثبت فیلم بود . در کل خوشحالم که ملبورن جایزه گرفت. 
اینایی که از بد بازی کردن بازیگراش میگن حتما فیلم مهمونی کامی رو ببینن، بازیشون مشکلی نداشت، داستانش اعصاب خورد کن بود ولی فیلم بدی نبود
افتضاح. واقعا مزخرف ترین فیلمی بود که تا حالا دیدم
مد شده این فیلمهای بی انتها درست است لیست بلندبالایی از جوایز را دارد ولی اصل قضیه را فراموش کردیم نگاه و خواست تماشاگر اینکه راضی و سرحال از سینما بیرون بیاید و فیلم را بپسندد .نفس ساخت فیلم برای جلب و رضایت تماشاگر است و بعضی ها پسند اکثریت تماشاچی های سینمای ایران را نادیده گرفته اند و فقط بفکر جلب توجه نظرات کارشناسان از نظر فیلمبرداری و تصویر و ......هستند .بنظر من جالب نبود گرچه شاید نگاههای دیگری جور دیگری ببینند ولی مهم نظر کلیت مردم است نه پسند اندک تعدادی.
به نظرم خوب بود من که خوشم اومد لطفا همه به سلیقه هم احترام بذارن.
فیلمی برای داغون کردن اعصاب! جا داره بفروشند صدا و سیما بعنوان سریال پخش کنه!
فیلم رو کلا به زور دیدم لوکیشنا تکراری بودن صدای زنگ اعصاب خورد کن بود و پیمان معادی نقش یک ابله رو بازی میکرد هر چی میخواست اوضاع رو بهتر کنه بدتر میکرد و نگار جواهریان بهتر میتونست اوضاع رو کنترل کنه و یجورایی شکل کارگردانی اصغر فرهادی بود که ته فیلم باز بود من شک داشتم به اینکه بچه مرده بود یه نوع بیهوشی تو کودکان هست که برای مدت کوتاه و کودک حتی تو این بیهوش نفس هم نمیکشه ولی بعد مدتی بهوش میاد در کل تو فیلم هر دو مظنون به قتل کودک بودن سارا با دمر خوابوندن کودک اشتباه کرد و حمید هم با کشیدن مدام سیگار تو خونه و دراخر فیلم هم بنده اعصابم خوزد شد و تلویزیون رو خورد کردم که تمام فیلم رو به امید نتیجه ببینم ولی به بن بست خوردم 
اینکه من فیلمی رو دوست ندارم  به معتی خوب یا بد بودن نیست .سلیقه ادم ها با هم متفاوته.جالب اینه که فیلم برای سینماس یعنی دوستانی که برای توهین به فهمشون به همه توهین میکنند.میتونستن با یه سرچ چند دقیقه ای متوجه بشن که قراره چه فیلمی ببینن.منی باید از توهین به شعورم ناراحت بشم که تلوزیون صبح تا شب برنامه ابکی به خوردم میده و من که به خاطر فرزندم به تلوزیون اکتفا کردم باید بدین شکل مستوجب توهین های شبانه دوستی حضرات باشم.اما سینما رو که میشه با یه تحقیق کوچیک راهش رو کج کردو رفت سحر قریشی دید
من تازه این فیلمو دیدم ،به نظرم واقعا ارزش یک بار دیدن رو داشت،شاید با دیدن فیلم یاد فیلم های اقای اصغر فرهادی بیوفتیم ولی مهم اینه که حتی اگه تقلید هم شده باشه از فیلم های مطرح سینما تقلید شده،در ضمن بازی بازیگرانی مثل اقای معادی و حقیقی بسیار زیبا و تاثیر گذاره,نمیدونم چرا اکثر مردم فقط دوست دارن فیلم های چرت و الکی رو ببینن که فقط چند تا بازیگر خوشگل اما بی استعداد داره که فقط به خاطر قیافشون بازیگر شدن!!!!
....... تو این فیلم ساعت 2:33 نصف شب از تلویزیون نیگاه کردم اخرش حالم و بهم زد اومدم اینترنت سرچ زدم فیلم بیخود ملبورن حیف وقت
حیف ٥ هزار تومنی که دادم سی دیشو خریدم
افتضاح بود
فیلم معمولی بود. باید آقای معادی و خانم جواهریان در پذیرش نقشهایشان دقت بیشتری داشته باشن تا از تکرار خودشان جلوگیری کنن.

به نظرم فیلم خوبى بود ، کسایى که میگن فاجعه بود بهتره فیلم ابنبات چوبى رو ببینن که معنى فاجعه را متوجه بشن ، 
خیلى خوشحال شدم که بر عکس بقیه ى فیلم ها پایان متفاوتى داشت! 
یکی از بدترین فیلم های بود که تا الان دیده ایم. البته مجبور بودم  چون در حال سفر با اتوبوس بودم. اعصاب خوردی به سر و ته. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همکاری در فروش فایل میهن همکار