یادداشت های سینمایی

نگاهی به آثار سینما - تلویزیون - تئاتر

همکاری در فروش فایل میهن همکار
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین نظرات

اگر تمایل دارید در خبرنامه ی ما عضو شوید . ایمیل خود را در کادر های زیر وارد کنید و سپس روی عضویت کلیک کنید . .





تبیان زنجان

کروز، در نقشی که با او تناسب چندانی ندارد، از کاراکتر های اصلی است، یک بازپرس نظامی سابق که به صورت “روحی” که هیچ رد پای الکترونیکی از خود به جای نمیگذارد، وارد آمریکا شده است...

 

 

ویژگی اصلی “جک ریچر Jack Reacher” این است که تنها کمی بهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر می رسد:

یک رمان تریلر/ معمایی فشرده که به فیلمی تبدیل شده که در مقایسه با بقیه فیلم های ساخته شده از روی این رمان ها، برتری خاصی ندارد. بیش از حد بلند و نپخته بودن این فیلم باعث شده که در هیچ سطحی جذابیت نداشته باشد. این فیلم به شدت بی روح است و فقط با تکیه بر صحنه های اکشن خسته کننده سعی میکند به کریستفر مک کوایر Christopher McQuarrie ، نویسنده “مظنونین همیشگی” و “والکایری/Valkyrie” کمک کند که رمان “یک باره One Shot " از "لی چاید Lee Child " را به فیلمنامه ای تبدیل کند که درنیمه اول پر از دیالوگ ها و توضیحات اضافی است و در قسمت های پایانی تا حدی میتواند رضایت بیننده را جلب کند. بله، حتی در یک فیلم سطح پایین هم میتوان با دیدن اینکه آدم های بد به سزای کارهایشان می رسند، سرگرم شد.

من با دیدن “جک ریچر” به یاد فیلم “الکس کراس Alex Cross " افتادم که اشکال های مشابهی داشت. معمولا ماجرا هایی که در کتاب ها خوب هستند، در قالب فیلم جالب به نظر نمی رسند، مخصوصا به خاطر محدودیت های زمانی فیلم. “جک ریچر” 130 دقیقه ای، بیش از حد طولانی است، ولی به نظر میرسد که روند عجله ای و ناقصی دارد. واضح است که بعضی از داستان های فرعی حذف شده اند و بسیاری از کاراکتر ها در فیلم آورده نشده اند. شخصیت " زِک The Zec" با بازی ورنر هرزگ Werner Herzog کاراکتر فوق العاده ایی است، ولی زمان خیلی کمی روی پرده است.

کمپانی پارامونت پیکچرز با اکران“جک ریچر” در دسامبر، سعی کرد نوعی ارتباط با “ماموریت غیر ممکن- پروتکل روح” برقرار کند، فیلم پرفروشی که سال گذشته، در همین زمان اکران شد. در واقع، دسامبر زمان خوبی برای بیرون دادن یک تریلر اکشن است، چون در میان جو جدی فیلم های مهمی که قبل از اسکار اکران می شوند، این گونه فیلم ها تنوعی محسوب می شوند. چیزی که باعث موفیت ماموریت غیر ممکن شد، داستان جسورانه و صحنه های دیدنی آن بود. با اینکه تیزر(تریلر) های گمراه کننده این فیلم سعی میکنند آن را مهیج تر از چیزی که هست نشان دهند،“جک ریچر” هیچکدام از این ویژگیها را ندارد.

کروز، در نقشی که با او تناسب چندانی ندارد، از کاراکتر های اصلی است، یک بازپرس نظامی سابق که به صورت “روحی” که هیچ رد پای الکترونیکی از خود به جای نمیگذارد، وارد آمریکا شده است. وقتی که یک تک تیر انداز جان پنج نفر را میگیرد، آشنایی قبلی جک با او باعث میشود که وارد تحقیقات شود، و طولی نمی کشد که به سرپرستی تیم تحقیقات برای وکیل مدافع، هلن رادین Helen Rodin (با بازی رُزماند پایک Rosamund Pike) می رسد. جک با اینکه دوست دارد شاهد نابود شدن آن مرد باشد، شروع به رو کردن یک سری از مدارک می کند که نهایتا به اثبات بیگناهی موکل هلن منجر می شوند. قاتل که به دام نیفتاده، به دنبال فرصتی برای ضربه زدن مجدد است تا ردی را که بر جای گذاشته از بین ببرد.

کروز تنها کسی نیست که گرفتار یک نقش بد شده است، البته با توجه به اینکه او تهیه کننده است، سهم قابل توجهی در فیلم دارد. بازی رزماند پایک در نقش هلن باهوش و ایده آل گرا به اندازه کافی خوب نیست. او بیش از حد پلک میزند و لبخند بر لب دارد، که با چیزی که بیننده از یک دستیار در چنین فیلمی انتظار دارد در تناقض است. ریچارد جِنکینز Richard Jenkins (درنقش پدر هلن) و دیوید اُیِلو David Oyelowo (در نقش سرپرست تحقیقات پلیس) بازیگر های قوی ای هستند که به دنبال پول وارد این فیلم شده اند. تنها کسی که به نظر می رسد در نقش خودش خوب ظاهر شده، کارگردان آلمانی، ورنر هرزگ است که برای بار دیگر جلوی دوربین رفته است. تصویری که او از “زک” به نمایش گذاشته، کاملا وحشت آور است. رابرت دووال Robert Duvall ، به دلایلی که فقط خودش میتواند توضیح دهد، دیر وارد جریان فیلم می شود.

فیلم ضرباهنگ بی ثباتی دارد. در چند جا، به نظر می رسد که "جک ریچر" تمایل دارد وارد قلمرو رمانتیک شود، ولی خیلی زود عقب می کشد و تصمیم میگیرد رابطه جک و هلن حرفه ایی باقی بماند. یک صحنه عجیب فیلم، صحنه جدال در حمام است که تا حدی کمدی است. در این سکانس، آدم های بد فیلم به شخصیت های خنده داری تبدیل می شوند که باعث می شوند ارتباط با تم اصلی عبوس فیلم از دست برود. زمان بندی “جک ریچر” نیز با توجه به محتوای فیلم ناموفق است: فیلم با تصویر یک تک تیر انداز که دختری شش ساله را هدف قرار داده شروع می شود، با اینکه دخترک کشته نشده، پنج نفر دیگر به قتل رسیده اند، که این روی هم رفته، روش مناسبی برای نشان دادن “انزوا گرایی” به نظر نمی رسد. در جایگاه دفاع از مک کوآیر باید بگویم که این صحنه ی تیراندازی در "جک ریچر" مدت ها پیش از اتفاق دلخراش سینمای آئورا فیلمبرداری شده بود.

سکانس های اکشن اصلی “جک ریچر” ، که شامل یک تعقیب و گریز طولانی با اتومبیل و تیر اندازی می شوند، کاملا واضح و منسجم به تصویر کشیده شده اند، ولی فاقد محتوایی هستند که ارزش اشاره کردن را داشته باشد. این سکانس ها، به خاطر همراه نبودن با هیچ گونه حس هیجان یا تعلیق، بیش از حد طولانی و حتی گاهی خسته کننده به نظر می رسند. “جک ریچر” یک موضوع درجه دو دارد که مانند فیلم نامه های درجه یک روی آن کار شده است. با وجود همه چهره های مهم جلو و پشت دوربین، به نظر نمیرسد که این فیلم بتواند موفقیت چندانی را نصیب خود کند. به نظر من، احتمال ساخته شدن “جک ریچر 2” زیاد نیست.

منتقد: جیمز براردینلی/مترجمان: میثاق افشارپور

منبع:نقد فارسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همکاری در فروش فایل میهن همکار